X
تبلیغات
دانشجويان كارشناسي ارشد ارتباطات - مهاجرت وشهر نشینی

دانشجويان كارشناسي ارشد ارتباطات

ارتباطات

مهاجرت وشهر نشینی

بنام خدا

مهاجرت وشهر نشینی

 

مقدمه :

انقلاب شهری بی شک یک دگرگونی فرهنگی و اجتما عی بود و لزوما  ارتباط چندانی با شیو های بهره برداری از محیط نداشت . بلکه زمینه این تحول را یک  رشته نهاد های تازه با ابعاد بسیار گسترده و شبکه ای  از روابط پیچیده اجتماعی تشکیل می داد .

عبد الرحمن ابن خلدون 808 – 733 ه – ق  فیلسوف بزرگ اسلامی بحق  پایه گذار  علم جامعه شناسی و تاریخ نگاری تحلیلی است .

هر چند نه به تفصیل ، اما به بسیاری از مسائلی که اقتصاد دانان و جامعه شناسان بزرگ همچون مارکس در قرن 19 مطرح کردنند وی در  قرن چهاردهم میلادی بیان داشته بود .

وی می گوید :

انسان به علت سرشت مدنی  ناگزیر به گردهم امدن با همنو عان خود و ایجاد تشکیلات اجتماعی است . که در ان هر عضوی برای رفع نیاز های خویش محتاج به همکاری با دیگران است .

وی معتقد است : نخستین  مر حله از  زندگی اجتماعی  بادیه نشینی است و سکونت در شهر ها و روستا ها در مرحله بعدی  قرار  دارد .

این اندیشمند اسلامی  می گوید انسان بادیه نشین به دو شیوه  کشاورزی و درختکاری و پرورش حیوانات صورت می گیرد . و همین زندگی او را تامین می کرد . و بدنالش او کم کم تامین شد و به رفاه رسید ، بد نبالش در صدد توسعه زندگیش بر امد و به توسعه خانه و ایجاد شهر ها بر امد . و این را باید سر اغاز  پیدایش  شهر ها دانست .

 

مهاجرت و جابجايي مكاني انسا نها، به عنوان موضوعي پايدار در رشته هاي گوناگون علوم انساني و اجتماعي، توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. پويايي رابطه انسان ها با مكان در قلب پديدة مهاجرت قرار داشته است. به علت گستردگي مهاجرت در دنياي امروز، همه جوامع بشري بنحوي با چالش مهاجرت بخصوص مهاجرت جوانان از روستا به شهرها مواجه هستند.

توزيع جمعيت در خاك يك كشور به عوامل تاريخي و ويژگي‌هاي زماني بستگي دارد. در حالي‌كه ساكنان اوليه زمين تنها به خاطر امكانات تغذيه، شرايط آب و هوايي و جغرافيايي در يك منطقه خاص ساكن مي‌شدند اما جمعيت‌هاي كنوني به دلا‌يل متفاوتي در يك منطقه مستقر مي‌شوند. فرآيند تغيير نحوه زندگي انسان از گروه‌هاي چادرنشين به جوامع يكجا نشين، با اهلي كردن گياهان و حيوانات آغاز شد. توسعه كشاورزي در چند هزار سال قبل منجر به ظهور نخستين شهرها شد زيرا توانايي توليد غذا در محل، امكان اسكان دايمي را ميسر ساخت. با اين حال در طول تاريخ، جمعيت به طور گسترده‌اي در مناطق قابل سكونت جهان پراكنده شد اما تنها در قرن بيستم بود كه فرآيند برنامه‌ريزي توزيع جمعيت در هر كشور مورد توجه قرار گرفت. طي قرن بيستم و با ظهور كلا‌ن‌شهرها و مناطقي با تراكم جمعيتي بالا‌، نياز به آگاهي از توزيع جمعيت و تجزيه و تحليل آن احساس شد زيرا مناطق پر ازدحام، برنامه‌ريزي دقيق‌تر خدمات عمومي‌و توجه بيشتر به راهبردهاي محيط‌زيستي درازمدت را مي‌طلبيد. 

یکی از مشکلاتی که پس از انقلاب صنعتی مطرح شد مهاجرت از روستا به شهر بود. با وقوع انقلاب صنعتی و ایجاد کارخانه های متعدد ونیاز آن ها به نیروی کار فراوان ساکنان روستاها به امید پیدا کردن شغلی مناسب رهسپار شهرها شدند. بر اثر این مهاجرت نیروی کار جوان روستایی از بین رفته و در نتیجه میزان تولید محصولات کشاورزی کاهش یافت علاوه بر این ، شهرها با سیل عظیمی از مهاجران روبه رو شدند در حالی که خیابان ها، مراکز بهداشتی، آموزشی، مسکن و غیره ظرفیت پذیرش این همه جمعیت را نداشتند


تحقيقات در خصوص مهاجرت روستاييان به شهرها عمدتاً بر آن است تا تبيين كند كه چرا روستاييان مهاجرت مي كنند و عوامل مؤثر در تصميم گيري آنان براي مهاجرت چيست؟ اگرچه عوامل اقتصادي و غيراقتصادي به طور هماهنگ در ايجاد انگيزه هاي مهاجرت روستا  شهري مؤثرند، بي ترديد در فرايند تصميم گيري براي مهاجرت، به طور نسبي عوامل تاثيرگذار در اشخاص و از مناطق گوناگون كاملاً متفاوت است ؛ چراكه طيفي گسترده از افراد و قشرها را تشكيل مي دهند كه زمينه ايي متفاوت براي مهاجرت دارند .

پديده مهاجرت هم در كشورهاي توسعه يافته و هم در كشورهاي در حال توسعه وجود دارد؛ ليكن نوع و ماهيت اين مهاجرت ها متفاوت است. جز در مورد مهاجر تهاي اجباري كه در اثر مسائل سياسي يا حوادث طبيعي صورت مي گيرد، تمامي شواهد و مدارك حاكي از آن است كه جوانان بيش از ديگر گروه هاي سني ، تن به مهاجرت مي دهند و در طولاني مدت با مهاجرت آنان ممكن است توليد نسل در جامعه كاهش يابد .

غالباً در كشورهاي در حال توسعه جهان، مهاجرت روستاييان به شهرها، در درجه اول به سوي شهرهاي پايتختي بوده، در جستجوي يك زندگي بهتر و به دست آوردن شغل صورت مي گيرد. بعد از شهرهاي پايتختي، شهرهاي مهم و مراكز استان هاي ديگر مهم ترين نوع مهاجرت درون كشور، مورد توجه مهاجران قرار مي گيرند در واقع مهمترین نوع مهاجرت درون مرزي داوطلبانه، مهاجرت هاي روستاييان به شهرها بوده كه پاسخي به علل و انگيزه هاي اقتصادي مي باشد

کره زمین  د رحا ل تبد یل شدن به دنیائی از شهرها است. به طوری که قرن بیستم شاهد توسعه چشمگیر شهرها چه از لحاظ تعداد و چه از نظر وسعت بوده است   .  در ابتد ای قرن نوزدهم حدود سه درصد از جمعیت دنیا در نواحی شهری زندگی می کردند. این تعداد در ابتدای قرن بیستم به حدود ۱۵ درصد و در اواخر قرن ۱۹ به حدود ۴۶ درصد رسید. در سال ۲۰۰۰ این مقدار به ۲/۴۸ درصد افزایش یافت. بررسی ها و مطالعات انجام شده نشان می دهد که در سال ۲۰۲۵ به ۵/۶۲ درصد خواهد رسید. بر این اساس در این سال قریب به دوسوم جمعیت دنیا در شهرها زندگی خواهند کرد.  

 

فرآیندها و اشکال شهرنشینی

 

مقایسه روند میزان شهرنشینی برای کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در دنیا نشان می دهد که در مناطق در حال توسعه به دلیل میزان بالای رشد جمعیت، مناطق شهری، نقش بیشتری در روند افزایش کل جمعیت دارند. به عبارت دیگر با وجود درصد بالا و روند کلی، میزان افزایش رو به کاهش بوده است. به عبارت دیگر درست است که نسبت جمعیت شهرنشین در مناطق توسعه یافته در ۱۹۹۰، ۲/۷۴ درصد و در سال ۱۹۹۵ به ۷۶ درصد رسیده است. اما میزان رشد برای دوره ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ سالانه حدود ۴۸ درصد و همین مقدار برای دوره ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰ حدود ۴۹ درصد و در دوره ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ به حدود ۳۴ درصد خواهد رسید.

 

 : نظریه های مهاجرت   E 

در خصوص مهاجرتها  چند نوع نظریه  در دنیای کنونی مطرح است که عبارتند از :

1.نظريه كاركردگرايان :

 اين نظريه بر تبيين دلايل و پيامدهاي مهاجرت استوار است و در خصوص دلايل مهاجرت بر اين فرض تأكيد مي كند كه تمام نيازهاي اجتماعي در چارچوبي از نظام اجتماعي آموخته مي شود. كنش گران در يك نظام به نيازهايي باور دارند كه در آن نظام نمي توانند آنها را برآورده سازند ؛ زيرا خصايص ساختن نظا م هاي اجتماعي و كنشگران هرگز در طول زمان ايستا نيستند. اين ديدگاه در توجيه مهاجرتهاي روستاييان عقيده دارد : از آنجا كه نيازهاي اجتماعي افراد در محيط هاي روستايي برآورده نمي شود و در تعدادي از شهرها پاسخي صحيح براي آن ها وجود دارد، از اين رو گونه اي عدم تعادل ميان جوامع روستايي و شهري ايجاد مي شود و روستاييان براي برآورد نيازهاي خود دست به مهاجرت مي زنند؛ بنابراين از ديد گاه اين نظريه، مهاجرت روستا _ شهري، ناشي از عدم تعادل هاي اقتصادي و اجتماعي موجود بين مناطق مختلف است.

 

 2.نظريه وابستگي مهاجرت :

 در مقابل ديدگاه كاركردگرايان، نظريه پردازان مكتب وابستگي، علل و پيامدهاي مهاجرت را در ارتباط با هم مي دانند؛ زيرا از نظر آن ها مهاجرت و توسعه نابرابر با يكديگر ارتباط متقابل دارند و يكديگر را تقويت مي كنند.

نظريه پردازان مكتب وابستگي در بحث مهاجرت، عدم توسعه را در نظر داشته و تحليل هاي خود را در ارتباط با آن ارائه كرده اند. در اين ديدگاه مهاجرت روستا به شهر، قانونمند و در عين حال پيچيده تصور شده است

افزايش و تنوع مشاغل شهري موجب ميشود تا شهرها در نظر روستا ييان بيكار مدينه فاضله به نظر بيايد و همراه با جاذب ههاي خود در مقابل دافع ههاي روستا مهاجرت را ايجاد مي كند.

3. نظريه مهاجرتي مايكل تودارو (1975) :

مايكل تودارو در اين نظريه سعي كرده است تا مهاجرت شد ت يافته از روستا به شهر را با بيكاري ر و به رشد شهري توضيح دهد. فرضيه آغازين وي اين است كه مهاجرت عمدتاً پديده اي اقتصادي است و با بيكاري، تصميم به مهاجرت منطقي است.

تودارو مي گويد اگر تفاوت درآمد بين مناطق شهري و روستايي 100 درصد باشد ، يعني اگر شخصي در روستا بدون هيچ درآمدي باشد و احتمال يافتن كار در شهر براي او 60 درصد باشد، بنابراين درآمد او در شهر 60 واحد است و فرد روستايي به شهر مهاجرت  مي كند.

 

4. نظريه عوامل ميا ني ا ورت، اس، لي (1966) :

اين نظريه مهاجرت را تحت تأثير چهار عامل عمده تبيين مي كند:

1.عوامل مرتبط با حوزه مبدأ مهاجرت(برانگيزنده و بازدارنده)

2.عوامل مرتبط با حوزه مقصد مهاجرت(برانگيزنده و بازدارنده )

3.موانع موجود در جريان مهاجرت از مبدأ به مقصد

4.عوامل شخصي

نظريه وي به تئوري دافعه و جاذبه معروف است و بر اين اساس، آن صورتي كه برآيند عوامل برانگيزنده و بازدارنده مثبت باشد به مهاجرت در فرد ايجاد مي شود و اگر شخص نتواند اين تمايل را از بين ببرد و موانع موجود در جريان مهاجرت نيز تأثير بازدارنده اعمال نكند، مهاجرت عينيت مي يابد و فرد حركت خود را از مبد أ به مقصد آغاز مي كند. وي امكانات بيشتر آموزشي، اشتغال و درآمد را در مبد أ از جمله عوامل جاذبه مي داند و در مقابل، هزينه هاي بالاي زندگي در محل جديد، دوري از خانه و كاشانه و آلودگي محيط زيست را از عوامل دافعه محسوب ميكند. نقطه قوت نظريه لي، تأكيد درست و به جاي او بر عوامل شخصي است. تحت تأثير اين عوامل است كه برخي از افراد مهاجرت را ترجيح مي دهند و به آن مبادرت مي ورزند و برخي ديگر در محل  سكونت خود باقي مي مانند.

نظریه روانشتاین :

 برخی از محققان علوم اجتماعی نظر های  روانشتاین  را به عنوان یکی از نخستین نظریهای مهاجرتی  محسوب می دارند .وی ابتدا در 1885 در مقا له ای با عنوان  (( قوانین مهاجرت ) نظریات خود را بیان داشت و سپس در 1889 به تکمیل ان پرداخت .

قوانینی را که روانشتاین از ان بحث می کند  عبارت است از  :

E     فاصله و مهاجرت :

 ( شدت مهاجرت  بین دو نقطه با فاصله ان دو رابطه معکوس درد و با طولانی  تر شدن فاصله بین مبدا و مقصد دو گرایش در  مهاجرین ایجاد می شود :

الف : استقرار در نقاط شهری بویژه در  شهر های بزرگ 

   ب ) مهاجرت به سوی قطبهای صنعتی و تجاری

 

E  مرحله ای بودن مهاجرت:

 (مهاجرت از روستا به شهر های نزدیکتر و کوچکتر و سپس به شهر های  بزرگتر و قطبهای  صنعتی و خدماتی )

E  تابها و بازتابهای مهاجرت :

(گر چه مهاجرت بیشتر  از نقاط روستایی به نقاط شهری و از شهر های  کوچکتر به شهر های  بزرگتر  انجام  می گیر د . جریان وارونه ای  نیز  از  شهر های  بزرگتر به شهر های  کوچکتر و از نقاط شهری  به نقاط روستایی وجود دارد .... )

 E  ارتباطات و مهاجرت :

(ارتباطات و توسعه ان ، شناخت مهاجرت  از محیط پیرامونی خود را افزایش می دهد .)

 E  برتری  انگیزه اقتصادی در مهاجرت :

( روانشتاین بی انکه از سایر  عوامل موثر  بر  مهاجرت غفلت کند  بر نقش عوامل اقتصادی  در شکل گیری  ، رشد و استمرار مهاجرتها تاکید دارد و ان را مهمترین عامل  بر انگیزنده مهاجرت می داند .)

 E  نظریه لاری ساستاد :

وی به مسا له مهاجرت از  دید سرمایه گذاری پرداخت . . به نظر  وی  مهاجر وقتی اقدام به مهاجرت می کند که  این امر  دارای  بازده اقتصادی باشد .بازدهی که  فراتر  از تفاوت در امد در مبدا و مقصد مهاجرتی است . بر اساس نظر وی که به نظریه هزینه – فایده موسوم است ،  مهاجرت زمانی  انجام می گیرد که در امد مبدا بعلاوه هزینه واقعی مهاجرت کمتر  از  در امد قابل  انتظار  باشد .

   E  نظریه ارتور  لوئیس  :

وی مهاجرت  را در بطن فرایند های  توسعه اقتصادی  تبین می کند

دیدگاه های و اراء ونظرات دیگر   در مهاجرت   :

  E  دیدگاه اقتصادی :

 از نظر  اقتصادی  مهاجرتها اعم از مهاجرتهای داخلی  ئومهاجرتهای بین المللی  مکانیز می  برای توزیع نیروی کار است . این نگرش با ارائه عقاید  ادام اسمیت  ( 1778) و اقتصاد دانان کلاسیک و پیروان  وی  شکل گرفت .

E  دیدگاه اجتماعی  :

گرچه عوامل اقتصادی در مهاجرتها اهمیت بسیار  بالایی دارند ، همواره نمی توان انها را عوامل  منحصر  به فرد بر انگیزانند مهاجرتها محسوب داشت .

قبول این  واقعیت  که مهاجرت همواره ارادی  نیست و دانشها و کنشهای متنوعی در مبدا و مقصد مهاجرتی  وجود دارد که فرد  را به مانده در محل یا مهاجرت از ان بر می انگیزاند .

انگیزه های  متفاوتی مثل  الحاق خانواده – تغییر وضعییت زناشوئی  - انگیزه مر بوط به تحصیل – تمایل به زندگی  در پایتخت و همچنین انگیزه های سیاسی  و تاریخی و ....

E  پیامدهای مهاجرتی :

یکی از  پیامدهای  عمده  مهاجرتی اشنائی مردم با فرهنگ و تمدنهای مختلف است . گر چه  پذیرش فرهنگهای گوناگون به وسیله مهاجرین و ساکنان بومی  درابتدا ء  با مقاومت منفی  همرا است  اما بتدریج به تعاطی  فرهنگی  تبدیل می شود .

پیامدهای  اقتصادی  و اجتماعی مهاجرتها :

عمده ترین پیامد های  اقتصا دی  مهاجرتها تفاوت دستمزدهاو شرایط کاری  مهاجران  با کارگران بومی  است که  نوعی  دوگانگی  بازار کار  را پیش می اورد .

E  پیامد های دیگر مهاجرت

 افزایش  یا کاهش  جمعیت / یعنی  این عمل موجب کاهش جمعیت  نواحی  مهاجر  فرست  و افزایش  جمعیت نواحی  مهاجر  پذیر می شود .

 

تعریف مهاجرت و انواع ان

فردیناند تونیس فرایند شهرنشینی را گذار از اجتماع روستایی به جامعه شهری که پیامدهای بسیار متنوعی دانسته و نوعی حرکت ارتباطات سنتی و تبدیل آن به ارتباطات نو و مدرن در زندگی افراد دانسته است. وی در این تحول نقش وسایل ارتباط جمعی و افکارعمومی را بسیار باهمیت دانسته است. دورکیم در پی یافتن روابط کارکردی میان پدیده اجتماعی فرایند اجتماعی شهرنشینی را انتقال و گذار اشکال رفتاری و ارتباطی را از نوع همبستگی میکانیکی به همبستگی ارگانیکی همراه با تقسیم کار پیچیده و تخصص گرایی در بین شهروندان دانسته است،که این پدیده پیامد آسیب زا وجدان جمعی و بروز آنومی و انحرافات اجتماعی را نسبت به روستا بیشتر گسترش داده است.

مهاجرت  شکلی  از تحرک جغرافیایی  یا مکانی  جمعیت  است که بین دو  واحد جغرافیا یی انجام  می گیرد . این تحرک باید  به  تغییر محل  اقامت معمولی  فرد از  مبدا و یا محل اقامت قبل   از  مهاجرت وی  به مقصد یا محل اقامت جدید  بینجامد .

پی یر لروی  در کتاب استعمار ، مهاجرت  را  یک اقدام  (( اجتماعی – اقتصادی ))  مطابق با فطرت و نیاز های  طبیعی انسان  می داند .

رولان پرسا ( 1985 ) جمعیت شناس فرانسوی :

مهاجرت  را حرکات افراد یا گروهها می داند ه تغییر دائمی  یا طولانی  محل اقامت معمولی  فرد  را به دنبال  دارد . به نظر  وی  در تحلیل حرات مهاجرتی به سه نکته باید  توجه کرد .:

دائمی یا طولانی بودن اقامت در محل جدید

وجود فاصله مکانی بین دو محل

وجود فاصله زمانی و زمان انجام مهاجرت

خواست و اراده :  ماهیت مهاجرتها

 E مهاجرت  به دو دسته تقسیم می شود .

1-      مهاجرتهای ارادی و خود خواسته

2-       مهاجرتهای  اجباری ( مثل انتقال بردگان )

از طرفی  مهاجرتهای  فردی ( فرد و اعضای خانواده )

مهاجرتهای  توده ای ( انبوهی  از انسانها که اغلب جنبه استعماری دارد  مثل مهاجرت  چینیها به منچوری – مهاجرت  روسها به سیبری  که در  باره ای موارد  جنبه سیاسی  دارد )

 در نگرش تاریخی  به مهاجرت  حداقل باید چهار دوره را  از هم تفکیک کرد .

1-      مهاجرت پیش از تاریخ یا دوره پیش تاریخی

2-      ماجرت از هزاره اول پیش از میلاد تا کشف  امریا در  اواخر قرن 15

3-      مهاجرت از کشف قاره امریکا تا جنگ جهانی  اول

4-      مهاجرت در بعد از  جنگ جهای اول  یا مهاجرت  در  دوران  معاصر

الف ) مهاجرت پیش از تاریخ اریا یی ها که بی تردید بنا به گفته  تاریخ قسمت مهمی  از  تاریخ تمدن کشور    ما   رهاورد  این مهاجرت است . ( تمدن هند و اروپایی )همان  تمدن قوم  اریاییها بود .

ب )  مهاجرت  بنی اسرائیل که  در 2200 سال قبل از میلاد در  شهر اور    واقع  در سومر  مهاجرت کرده  و در فلسطین  مستقر   شد ند .  که   هزار سال قبلی از  پیدایش  پیابری  حضرت موسی بوده 

E  دوره  قبل از  میلاد تا کشف  قاره امریکا :

ویژگیهای  عمده  مهاجرت  در این  دوره اثر گذاری ان  از ( سلطه ) است .

مثلا  استقرار قوم  ایرانی در  نواحی و سیعی از  ماوراء نیل  و نفوذ انان در کشورهای شرقی  افریقا از  زنگبار  تا افریقای  جنوبی

و سلطه یو نانیان و سلوکیان بر ایران و استقرار  اقوام مختلفی  از انان در این سرزمین و دیگر  لشکر کشی چین  در  108 ق – م میلاد به  کره  و ماندگار شدن  چینیها در شمال باختری ان سرزمین

E  مهاجرت سیاهان از  نیجریه  و کامرون  به شرق افریقا

فتوحات اعراب  در سده های  هفتم و هشتم  میلادی که سر زمینهای حاشیه ای عربستان  و شمال افریقا  پرداختند .

سرازیر شدن اسلاو ها از شمال دانوب  به بالکان از جمله یو گسلاوی – بلغارستان و ....

و مغولان در قرن 13 میلادی  ایران را تصرف کردنند  و بدنبالش بغداد  ، روسیه و پایتختش کیف را  و تا سرزمینهای  فنلاند پیش رفتند .

 و یا  مهمترین  مهاجرت می توان گفت گروهی  مهاجران لاتینی  در  قرن هشتم قبل از میلاد  ، بر اث  کشور گشایی  یا  فشار  جمعیت  در  32 کیلو متری  شمال غربی  البا لونکا  رفتند و کشور مهم  رم  را تشیل  دادنند .

 از دیگر  مهاجرتهای  بزرگ تاریخ  بعد از  کشف  قاره امریکا  می توان  :

مهاجرت و جمعیت  پذیری سیبری

مهاجرت سیا ه پوستان به امریکا

مهاجرت در  جزیره بریتا نیا (  از اوایل قرن 16 تا جنگ جهانی  اول )

کم کم  هر چه به عصر حاضر  می رسیم  شیو های مهاجرت تغییرات اساسی صورت  گرفته است .

یعنی  اگر چه  در  یکی  دو قرن  گذ شته ، مثلا  بر اثر نهضتهای  ازادیخواهانه  واستقلال کشور  های  توسعه  یافته  مهاجرت  صورت  می گرفت ولی  کم کم روند مهاجرت  شکل  دیگری  گرفت . 

از ویژ گیهای دیگر  مهجرت  در دهه های  اخیر  کوتا هتر  شدن بعد  مهاجرتی و منطقه ای شدن  ان است .

مهاجرت اغلب در گذشته فا صله های  بسیار  طو لانی  تر ی  را  طی  می کردند تا در  سر زمینهای مهاجر  پذیر  مستقر  شوند . اما امروزه  با مستثنی  داشتن مهاجرت به بعضی کشور های . این وضع در  سایر  منا طق جهان تغییر یا فته است و مهاجران سعی در  دستیابی به کار و موقعیتهای مطلوب در  کشورهای ی  نزدیک و همجوار  بر  امد هاند

E  مهاجرت:

مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. به بیان دیگر مهاجرت ترک سرزمین ، خویشاوندان و دوستان و اقامت در محلی دیگر است و مهاجر کسی است که از جایی به جای دیگر برود و یا از سرزمینی به سرزمین دیگر هجرت کند.

مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند(عوامل دافعه). دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.

 

انواع مهاجرت:

E: مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند، و خود دو نوع است: مهاجرت اختیاری و مهاجرت اجباری.

E   مهاجرت اختیاری: مردم به اختیار و  اراده خود تصمیم به مهاجرت می گیرند. عوامل جاذبه در مقصد موجب مهاجرت می شود(کسب درآمد بیشتر، آب و هوای بهتر و…).مانند: مهاجرت اروپاییان به امریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا از قرن نوزدهم به بعد به علت دستیابی به منابع طبیعی و ثروت سایر قاره ها. مهاجرت کارگران ترکیه به کشور آلمان غربی(کارگران مهمان) پس از جنگ جهانی دوم به علت نیاز آلمان غربی به نیروی کار برای بازسازی صنایع و نیاز کارگران ترکیه به دستمزد و رفاه بیشتر. مهاجرت برخی از مردم اتریش، مجارستان و یوگسلاوی و آلمان شرقی سابق پس از سال ۱۹۸۹ به آلمان(پس از اتحاد دو آلمان و بی اعتبار شدن دیوار برلین) به علت مشکلات اقتصادی در این کشورها و کسب دستمزد بیشتر.

E   مهاجرت اجباری: مردم مجبور به نقل  مکان به جای دیگر شده اند. عوامل دافعه در مبدا موجب مهاجرت می شود(بلایای طبیعی، فشارهای سیاسی و…) مانند: پناهنده شدن فلسطینی ها به اردن، مصر، سوریه و لبنان به علت تشکیل دولت غاصب صهیونیستی و کشتار فلسطینی ها بوسیله یهودیان. پناهنده شدن افغان ها به ایران و پاکستان به علت حمله شوروی سابق و آمریکا و جنگ های داخلی در این کشور. پناهنده شدن سکنه اتیوپی و سودان و سومالی به کشورهای مجاور به علت خشکسالی، قحطی و جنگ های داخلی.      

E  مهاجرت داخلی: مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است، و خود سه نوع است: مهاجرت روستا به شهر و شهر به روستا، مهاجرت روزانه، مهاجرت فصلی.

E    مهاجرت روستا به شهر و شهر به روستا: مهاجرت از شهر به روستا نوعی مهاجرت است که در کشورهای پیشرفته صنعتی مشاهده می شود و مردم ساکن شهرها ترجیح  می دهند محل زندگی خود را به روستاها منتقل نمایند، نام دیگر آن شهر گریزی است. این نوع مهاجرت اغلب بخاطر فرار از سر و صدا و هوای آلوده شهرها یا ناهنجاری های اجتماعی شهرها صورت می گیرد. اما مهاجرت از روستا به شهر که موضوع اصلی این تحقیق است به تفضیل توضیح داده خواهد شد.

    E مهاجرت روزانه: حرکت روزانه مردم  از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ به منظور رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود.در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند.

    E مهاجرت فصلی: حرکت کوچ‌نشینان برای  یافتن چراگاه برای دام هایشان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها و نواحی کشاورزی در فصل میوه‌چینی به منظور کسب درآمد بیشتر، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند.

E  مهاجرت از روستا به شهر:

حرکت جمعیت را نمی توان جزئی لاینفک ازتوسعه اقتصادی، تغییرات اجتماعی و وضعیت سیاسی جامعه دانست. به عبارت دیگر، هرحرکتی حتی در کوچکترین مقیاس خود، ناشی از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر آن جامعه است و این حرکت به نوبه خود برشرایط اقتصادی، اجنماعی و سیاسی حاکم بر دو محیط مبدأ و مقصد هم اثر می گذارد. بنابرین، برای بررسی علل مهاجرتهای داخلی و تعیین مرحله آن در جوامع گوناگون، ابتدا باید این شرایط را در هر جامعه مطالعه کنیم.

جوامع گوناگون با توجه به سطح توسعه اقتصادی، در مراحل مختلف جابجایی جمعیت قراردارند. درکشورهای توسعه یافته، که توسعه اقتصادی آن ها  ازقرن گذشته آغاز شده است، مرحله مهاجرت از روستا به شهر پشت سرگذاشته شده و یا حداقل از شدت آن به مقدار زیادی کاسته شده است، ولی جوامع توسعه نیافته در مرحله اولیه مهاجرت، یعنی حرکت جمعیت از روستا به شهر قراردارند. این مسئله را می توان با توجه به این واقعیت که درچند دهه اخیر جمعیت شهرنشین درتمام دنیا به نرخ زیادی افزایش یافته واین افزایش درمورد جوامع توسعه نیافته چند برابر بوده است، نشان داد.

 

 تاریخچه مهاجرت

روندهای مهاجرت

در هر یک از زمینه‌های مطالعاتی جغرافیا تجزیه و تحلیل روندهای مهاجرت اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. مهاجرت یکی از جنبه‌های تحلیلی جمعیت هر مکان است که به نقل و انتقال یا جابجایی سکونتی مردم از یک مکان به مکان دیگر مربوط می‌شود. مردم معمولاً از سرزمین‌هائی که شرایط اقتصادی آنها ضعیف، ناکافی و نارسا است و یا اختلافات نژادی، قومی، مذهبی، زبانی و یا سیاسی موجود در آنها تنش‌های اجتماعی بوجود می‌آورد خارج می‌شوند و به مناطقی که دارای جاذبه‌های شغلی بهتر، دستمزدهای بالاتر، محرکهای اقتصادی و یا اجتماعی بیشتر و اختلافات فرقه‌ای، قومی و نژادی و غیره در آنها کمتر بوده و یا وجود ندارد وارد می‌شوند. به گفته دیگر مهاجرت از یک مکان، شاخص فشار جمعیت بر منابع و پاره‌ای از گروههای اجتماعی آن جا است، در صورتی که مهاجرپذیری یک منطقه به قدرت منابع و ساختار سالم اجتماعی آن جا مربوط می‌شود.

E  افزایش روند مهاجرتهای  داخلی :

  از  ویژ گیهای دیگر  مهاجرت بعد از جنگ جهانی دوم افزایش بسیار سریع مهاجرتهای داخلی بو یژه در شور های  در حال توسعه است .

یکی از  دلایل عمده مهاجرت های  بین المللی انگیزه های  اقتصادی است که در کنار  انگیز های اجتماعی و سیاسی  بخش اعظیمی  از مهاجرت های  بین المللی  را تشکیل می دهند . و به  دنبال محدودیتهای که از دهه 1970 برای  مهاجرتهای بی قید و شرط پیش امد شرایط مهاجرت و نوعش تغییرات محسو سی  را ایجاد کرد .

و این جریان ریشه در تحولات اقتصادی و اجتماعی بعد  از جنگ جهانی  دوم دارد . که  از  حوالی 1970 شکل پویا تری  به خود گرفت .

تعریف شهر و روستا و مهاجر

E  تفاوت شهر   از دیدگاه  سرمایه داری :

 شهر  عبارت است از  عرصه ای که در ان نیرو های  گوناگون به منظور  حفظ سلطه و نفوذ خود بر زندگی  به جدال بر  می خیزند . این نیروها متعلق به ساختار ویژه قدرت  مانند دولت ، کلیسا و ..... هستند و شهر  انعکاسی است  از توازن این قدرتها ....

E  تعریف شهر :

برای  مقاصد جامعه شناسی  شهر  را می  توان  سکونتگاه دائمی  ، انبوه و نسبتا بزرگی  برای  افراد ی ه   از نظر اجتماعی  ناهمگونند تعریف کرد .

تریف شهر از نظر اقتصادی :

 شهر محل فعالیت گروهای ناهمگن اجتماعی است که شغل بیشتر  انها  غیر کشاورزی است .

شهر نشینی  نزدیک به 5 هزار سال قبل از میلاد  یعنی  پس از گذشت ند هزار سال از  اغاز  مرحله کشاورزی شروع شد .

در دهه های  1980 الی 1990  :

به هنگام برسی  علل پیدایش شهر ها غالبا روی چهار  نظریه تاکید می شود .

الف ) نظریه هیدرولیک یا مازاد تولید

ب) نظریه اقتصادی  یا  رشد بازار ها

ج) نظریه دفاعی  ، شهر  به عنو ان  یک  پایگاه نظامی  و دفاعی

د) نظریه مذهبی  یا پیدایش معابد و عبادتگاه ها

از شهر تعاریف متعددی مطرح گردیده است که ما در اینجا به تعریف شهر از دید یک جامعه شناس اکتفا می کنیم « شهر جامعه پیچیده ای است که دارای یک وجود جمعی خاص، متمایز و منفصل است که روی تک تک عناصر سازنده اش دارای کنترل می باشد. و شهرنشینی یعنی زندگی در چنین مکانی که شهر به آن اطلاق می شود.» جهان سوم به کشورهایی که از نظر اقتصادی، سیاسی بیرون از گروه کشورهای پیشرفته سرمایه داری و کشورهای سوسیالیستی قرار گرفته اند، اطلاق می شود. این عنوان با مفاهیم گوناگون به همه کشورهای در حال توسعه در قاره آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین اطلاق می گردد. اگر چه خود کشورهای جهان سوم را نیز به سه یا چهار گروه تقسیم کرده اند اما در کل ویژگی های مشترک دارند. فاوا در کتاب خود به نام « جامعه شهری » تحقق سه شرط را برای ارتقای هر نقطه ای از سرزمین به مکان شهری و پیدایش و رشد شهرها الزامی می دانند. این سه شرط عبارتند از: اول مساعدت محیط طبیعی یا محیطی گشاده دست و پربرکت. دوم درجه ای از تکامل دانش فنی و بالاخره سومین مسئله سازمان اجتماعی مبتنی بر تقسیم کار. اما پیش شرط ارتقای آگاهانه دانش فنی و دستیابی به سازمان اجتماعی مبتنی بر تقسیم کار، مازاد تولید است. به عبارت دیگر آنها دستیابی به مازاد تولید را مهم ترین شرایط ایجاد شهر دانسته اند. (۱) شکوهی در تاثیر تکنولوژی و سازمان می گوید: سازگاری انسان با محیط زیست خود به وسیله تکنولوژی امکان پذیر می گردد. تکنولوژی انسان را قادر می سازد تا نسبت به توانایی تکنولوژی خود محیط زیست را آماده زندگی دلخواه نماید.

در دوره شهری شدن درون زای جهان سوم، معمولا سه عامل بیش از همه در شکل گیری شهرنشینی تاثیر داشته اند این عوامل عبارتند از:

۱) عامل سیاسی: پدیدآمدن حکومت های متمرکز با ارتش حرفه ای

۲) عامل اقتصادی: رونق تجارت در مسیرهای دور و نزدیک

۳) عامل عقیدتی یعنی مذهب

به طور کلی عواملی که سبب ایجاد شهرها در این دوره شد، عبارتند از:

۱) عامل سیاسی به اضافه عوامل وابستگی

۲) اخذ تکنولوژی و گسترش صنایع نفت و غیره

۳) بهبود حمل و نقل

    بر اساس آنچه از تاريخ به جا مانده است داستان پر مسأله شهرنشيني در ايران درست از زماني شروع شد كه مدرنيسم با گام هايي آهسته به كشور ما پاگذاشت، از آن زمان بود كه شهرنشيني نيز تعريفي خاص براي ما ايرانيان پيدا كرد بخصوص وقتي كه قانونگذاران و بزرگان ما بدون آن كه بدانند چه كار مي كنند شروع كردند به سياستگذاري براي تشويق به شهرنشيني آن هم بدون آن كه بدانند آنچه در اروپا شكل گرفته فقط گسترش شهرنشيني نبوده است، بلكه آنها مي دانستند شهرنشيني آدابي دارد، زيرساخت و شرايط مطلوب مي خواهد، بگذريم. مي دانيم كه اوضاع وخيم است اما چه بخواهيم و چه نخواهيم ما شهرنشين ها و بخصوص كلانشهر نشين ها گرفتار شده ايم.
    بر اساس آخرين آمار اعلام شده وضعيت شهر تهران اصلاً مناسب نيست. به عبارتي بنا بر اعلام شاخص هاي كيفيت زندگي در ۲۱۵ شهر جهان در سال ۲۰۰۶ ميلادي، ايران رتبه ۱۷۷ را كسب كرد يعني تقريباً تهران در زمره يكي از بزرگترين شهرهاي جهان قرار دارد كه به لحاظ استانداردهاي شهرنشيني و كيفيت زندگي براي ساكنان خود عملاً در انتهاي جدول جهاني قرار گرفته است.

از هزار تا دو هزار شهر


    طبق پيش بيني هاي موجود، نسبت شهرنشيني كشور تا افق ۱۴۰۰ از ۶۰ درصد به بيش از ۷۰ درصد و تعداد شهرها نيز از هزار شهر به حدود دو هزار شهر خواهد رسيد و بيش از ۲۰ درصد جمعيت كشور در كلانشهر تهران و يا بهتراست بگوييم ابر شهر تهران اسكان خواهند يافت.
    اما آيا با همان سرعتي كه شهرها و نسبت شهرنشيني افزايش پيدا مي كند امكانات، قواعد و شاخص هاي شهرنشيني هم توسعه مي يابد و آيا از نقش شهروندان در اداره شهر تعريفي ارائه شده است
    شاخصه هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و هويتي از جمله شاخصه هايي هستند كه يك شهر بايد بر پايه آنها استوار شود كه البته در بين آنها شاخصه فرهنگي مهمترين جايگاه را دارد، معياري كه به گفته بسياري از كارشناسان و مديران شهري در شهرهاي بزرگي مانند تهران كمتر ديده مي شود. بخصوص آن كه اين كلانشهر سال هاست كه فقط رنگ ساخت و ساز گسترش طولي و عرضي را به خود ديده است حال با اين وضعيت چگونه مي خواهد به افق تعيين شده در سند چشم انداز ۲۰ ساله برسد خود جاي بحث بسياري دارد.
    بهرام زماني كارشناس امور شهري به دورنماي سال ۱۴۰۴ اشاره مي كند و مي گويد: بر اساس آنچه در سند چشم انداز ۲۰ ساله آمده است تهران به عنوان پايتخت كشور بايد به شهري فرهنگي كه البته شامل چند بعد مي شود تبديل شود، ضمن آن كه اين شهر بايد به كاركردهاي ديگري كه يك پايتخت بدان نياز دارد نظير كاركردهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي نيز برسد.
 

تاریخچه پیدایش شهر نشینی

شهرنشینی تمام عرصه های زندگی انسان از جمله روابط انسانی و تعاملات متقابل اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. این فرایند نوعی تغییر و دگرگونی اجتماعی محسوب می گردد. و با نوعی عقلانیت، حسابگری، دقت و نظم در ارتباطات اجتماعی و انسانی روبرو است. رشد سریع جمعیت شهری، تراکم و افزایش آن منجربه

پیامدهای آسیب زای ارتباطی و تعاملی گردیده است. مهاجرت، حاشینه نشینی  تغییر ارزشی، رسوم اخلاقی، آداب و رسوم و رفتارهای جمعیتی، بر آسیب های ارتباط گونه شهرنشینان اثر گذاشته است. فرایند شهرنشینی را گذار از ارتباطات سنتی به مدرن باید دانست. همچنین انتقال اشکال رفتاری و ارتباطی از نوع همبستگی میکانیکی به همبستگی ارگانیکی همراه با تقسیم کار پیچیده و تخصص گرایی، کاهش وجدان جمعی و بروز آنومی و انحرافات اجتماعی ناشی از این پیامد است. زندگی شهری بر افزایش از خودبیگانگی، دلزدگی و اقتصاد پولی  در ارتباطات انسانی اثر گذاراست. شهرنشینی به لحاظ اجتماعی و فرهنگی ناهمگون و با افت تحلیل روابط صمیمی خویشاوندی و همسایگی و از هم گسیختگی روبرو است. بسط این مسأله دیدگاه  انسان از بیرون هدایت شده ، تقلیدگر و مصرفی را درتمام عرصه های زندگی بوجودآورده است. فرایند شهرنشینی، به انشقاق  ارتباطی خانواده و تمایزهای نقشی و تعاملات و ارتباطات محدود شده همراه با گسست ارتباط بین نسلی، بروز تفاوت ها و گرایشات رفتاری و ارتباطی، کشمکش نسلی و تفاوت جنسی و ارتباطاتی، آسیب خشونت خانوادگی و... همسوءبوده است. بی اعتمادی که ناشی از رشد فردگرایی و منافع شخصی در ارتباطات بین افراد جامعه شهری بروز پیدا می کند بر افول سرمایه اجتماعی کمک کرده است و موجب اختلالات رابطه ای و پیامدهای متنوعی آن شده است

شهرنشینی یک فرایند تاریخی است که از قدمت بسیار طولانی برخوردار است. این پدیده اجتماعی تغییراتی را در مقیاس های"خرد، میانی و کلان" در تمام عرصه های زندگی انسان از جمله روابط انسانی و تعاملات متقابل اجتماعی بوجود می آورد. در واقع  این فرآیند از اشکال،ماهیت های گوناگون و ناهمسانی بسیار در تمام عرصه ها از جمله در روابط انسانی برخوردار است. این تغییرات و پیامدها در مناطق مختلف جامعه و جهان نیز دارای تفاوت های محسوس می باشد. رشد شهرنشینی تنها با آمار مشخص نمی گردد،بلکه شهری شدن یک جامعه را باید در حوزه فرهنگ و آگاهی افراد جامعه جستجو و کنکاش کرد. بخشی از این واکاوی در حوزه ارتباطات انسانی قابل مطالعه و مشاهده است؛که بیانگر تمایز ساختارشهر از روستا و سایر شیوه های زندگی و سبک های ارتباط اجتماعی می باشد. « به تعبیر جامعه شناسانی چون زیمل، ردفیلد، ویرث و دیگران شهری شدن  و شهرنشینی شیوه زندگی جدیدی است که حیات ذهنی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطی، اقتصادی و سیاسی ویژه ای در زندگی انسان را شامل می گردد. در شهر اشکال جدیدی از سازمان، ارتباطات و کنترل اجتماعی مطرح می شود، که اشکال قدیمی  را اصلاح می کندو یا حتی نامناسب تلقی می نماید.» (غفاری- ابراهیمی لویه،1384: 193) بر اساس این طرز تلقی، شهرنشینی را باید یک فرایند تغییر و دگرگونی اجتماعی در عرصه های جامعه از جمله تعاملات ارتباطی دانست، این فرایند در بین تعاملات اعضای جامعه نوعی "عقلانیت، حسابگری، دقت و نظم" را بوجود آورده است که در ساختار ارتباطات شیوه زندگی روستایی این صفات یافت نمی شود. همچنین در اینگونه ارتباطات اجتماعی رفتارهای بی تفاوت و ستیزه جو، تعارض برانگیز که نشأت گرفته از عدم پایبندی به هنجارها و ارزش های اجتماعی و انسانی، مشاهده می شود، که در  جامعه روستایی یافت نمی گردد

عوامل مؤثر بر افزايش ميزان شهر نشيني در ايران و جهان

يكي از نظريات مهم در مورد شهر و شهرنشيني،مفهوم «انقلاب شهري» ‌ گوردون چايلد است. از نظر وي پيدايش شهرها با دو انقلا‌ب عظيم در ساخت اقتصادي و سازمان‌هاي اجتماعي همراه بوده است و اين دو تحول خود پيامد رشد جمعيت بود. از نظر چايلد ويژگي متمايز كننده روستا از شهر عبارت است از:

_ گستردگي نخستين شهرها از نظر وسعت و تراكم در مقايسه با روستاهاي زمان خود.

_ نوع فعاليت ساكنان شهر به طور عمده غيركشاورزي است.

_ تفاوت بناهاي شهري با بناهاي روستايي.

_ وجود ماليات براي توليدات روستايي.

_ وجود طبقات در شهر.

_ اختراع خط براي نيازهاي زندگي شهري.

_ پيشرفت علوم رياضي و نجوم.

_ اجتماع متخصصان تمام وقت در شهرها.

_ پيدايش و گسترش تجارت اشياي تجملي با مناطق دوردست.

_ استقرار روابط سازمان يافته سياسي و حكومتي به جاي روابط قومي.

افرادي مانند رابرت آدامز با انتقاد از چايلد، برخي ويژگي‌هاي يادشده را مربوط به شهرهاي غيرمتمدن مي‌داند.

اوبراي (Obray) اجزاي تشكيل دهنده رشد جمعيت شهري را شامل سه منبع مشخص مي‌داند:

_ خالص مهاجرت (مهاجران وارد شده منهاي مهاجران خارج شده)كه شامل مهاجران روستايي و ساير كشورها مي‌شود.

_ افزايش طبيعي جمعيت (مواليد منهاي مرگ و مير) كه شامل افزايش طبيعي جمعيت بومي، جمعيت مهاجران و مناطق باز تعريف شده است.

_ باز تعريف جمعيت شهري كه شامل پيوستگي در جمعيت شهري و تعريف جمعيت شهري است.

از نظر اوبراي دو جزء نخست يعني افزايش طبيعي و مهاجرت خالص مهم‌ترين عوامل در رشد جمعيت شهرهاست و رشد جمعيت شهرنشين به‌ويژه در كشورهاي در حال توسعه بيشتر به واسطه افزايش طبيعي صورت مي‌گيرد. در مرحله نخست يعني زماني كه سطح شهرنشيني پايين و ميزان افزايش طبيعي جمعيت شهر و روستا بالا‌ست، خالص مهاجرت به طور كلي بيش از افزايش طبيعي در افزايش جمعيت شهري نقش دارد. در مرحله مياني رشد شهرنشيني، افزايش طبيعي نقش مسلط دارد و در مرحله پاياني كه شهرنشيني در سطحي بالا‌ و آهنگ افزايش طبيعي جمعيت پايين است، بهاحتمال‌، رابطه معكوس و دوباره خالص مهاجرت عنصر اساسي رشد جمعيت شهري مي‌شود.

در مجموع پديده افزايش شهرنشيني را در كشور مي‌توان معلول عواملي نظير مهاجرت روستاييان به شهرها به دليل توسعه صنعتي، اسكان و تمركز عشاير در شهرهاي نوبنياد، تبديل شدن تعدادي از نقاط روستايي به شهر و استحاله آبادي‌هاي اطراف شهرهاي بزرگ دانست.

شهرنشینی شیوه زندگی جدیدی است که حیات ذهنی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطی، اقتصادی و سیاسی ویژه ای در زندگی انسان را شامل می گردد. در شهر اشکال جدیدی از سازمان، ارتباطات و کنترل اجتماعی مطرح می شود، که اشکال قدیمی  را اصلاح می کندو یا حتی نامناسب تلقی می نماید.» (غفاری- ابراهیمی لویه،1384: 193) بر اساس این طرز تلقی، شهرنشینی را باید یک فرایند تغییر و دگرگونی اجتماعی در عرصه های جامعه از جمله تعاملات ارتباطی دانست، این فرایند در بین تعاملات اعضای جامعه نوعی "عقلانیت، حسابگری، دقت و نظم" را بوجود آورده است که در ساختار ارتباطات شیوه زندگی روستایی این صفات یافت نمی شود. همچنین در اینگونه ارتباطات اجتماعی رفتارهای بی تفاوت و ستیزه جو، تعارض برانگیز که نشأت گرفته از عدم پایبندی به هنجارها و ارزش های اجتماعی و انسانی، مشاهده می شود، که در  جامعه روستایی یافت نمی گردد.


شهرنشینی  امروزه در بیشتر کشورهای جهان اهمیتی ویژه یافته است. در کشورهای در حال توسعه از جمله در ایران هم این مسئله روبه افزایش است. این پیامد با رشد "سریع جمعیت، تراکم و افزایش آن" در مناطق مختلف شهری روبرو بوده است. شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم به صورت انفجار آمیز بخش اصلی و هسته ای شهرها را ازمیان برده است و زاغه ها و زورآبادها و حلبی ها و احداث مساکن غیر بهداشتی و غیر قانونی را در محلات فقیر نشین که چون قارچ از زمین می رویند به وجود آورده است.
 شهرنشینی به صورت امری نابهنجار در کشورهای در حال توسعه به گسترش "حاشیه های فقر، اتلاف انرژی،ترافیک،آلودگی هوا و محیط، تخریب فضای سبز، گسست روابط انسانی، تعارضات رفتاری، شدت گرفتن اختلالات عصبی و سایرآسیب های اجتماعی" کمک شایانی کرده است

 

   در جوامع شهری و صنعتی روبه پیشرفت در سراسر جهان از قرن بیستم به این سمت خویشاوندی و شبکه تعاملات آن صرفاً  نقش درجه دوم را ایفاء می کند. فرآیند توسعه شهرنشینی و گسترش آن  به دگرگونی فرهنگ، ارتباطات حاکم بر خانواده و ساختار آن کمک شایانی کرده است و روابط خانوادگی را دچار تغییر اجتماعی کرده است. به نظر پارسونز فرآیند توسعه صنعتی که به بروز شهرنشینی دامن زده است منجربه انشقاق در خانواده از جمله ارتباط بین اعضاء شده است

فردیناند تونیس فرایند شهرنشینی را گذار از اجتماع روستایی به جامعه شهری که پیامدهای بسیار متنوعی دانسته و نوعی حرکت ارتباطات سنتی و تبدیل آن به ارتباطات نو و مدرن در زندگی افراد دانسته است. وی در این تحول نقش وسایل ارتباط جمعی و افکارعمومی را بسیار باهمیت دانسته است. دورکیم در پی یافتن روابط کارکردی میان پدیده اجتماعی فرایند اجتماعی شهرنشینی را انتقال و گذار اشکال رفتاری و ارتباطی را از نوع همبستگی میکانیکی به همبستگی ارگانیکی همراه با تقسیم کار پیچیده و تخصص گرایی در بین شهروندان دانسته است،که این پدیده پیامد آسیب زا وجدان جمعی و بروز آنومی و انحرافات اجتماعی را نسبت به روستا بیشتر گسترش داده است.

در فرایند شهرنشینی، خویشاوندی و شبکه تعاملات آن نقش درجه دوم را ایفاء می کند. به نظر پارسونز فرآیند شهرنشینی منجربه انشقاق در خانواده و تمایز های نقشی خانواده شده است. در واقع جامعه پذیری کودکان  شهرنشین در خانواده های هسته ای در حوزه تعاملات و ارتباطات به آموزش چندین نقش محدود مرتبط شده می شود. شهرنشینی در گسست ارتباط بین نسلی بروز تفاوت ها و گرایشات رفتاری و ارتباطی اعضاء نقش و کارکرد مهم داشته است

مهاجرت و شهرنشینی درجهان و ایران

بررسی تاریخچه شهرنشینی در دنیا نشان می دهد که ایران دارای قدمتی طولانی در تاریخ شهرنشینی جهان است. با وجود اینکه قبل از ساسانیان ، شهرنشینی با تشکیل حکومت مادها آغاز شد و در دوره سلوکیان ، شهرهای خود فرمان و مستقل ظاهر شدند (اشرف ، 1353) با این حال بیشتر شهرهای دوره باستانی در زمان ساسانیان به وجود آمده اند.
پس از فتح ایران به وسیله مسلمین ، طرز تفکر و عقاید اسلامی در فرهنگ شهرنشینی و نحوه ارتباط روستا با شهر رسوخ کرد. ایجاد مسجد به عنوان مهمترین ساختمان شهر و شباهتهای فرهنگی، اقتصادی شهر و روستا (با توجه به عقاید اسلامی) دو خصیصه بارز شهرهای اسلامی است. به طور کلی در دوران اسلامی به دلیل وسعت نفوذ آن در مناطق مختلف و گسترش بارز مبادلات ، شهرنشینی رونق فراوان یافت (در کوش ، 1364) . با تهاجم مغولان شهرنشینی در ایران رو به زوال رفت و تنها در دوران غازان خان رونق نسبی به شهرها بازگشت. در دوران صفویه نیز شهرنشینی در ایران رونق یافت و اعتقادات مذهبی حکام بر کالبد شهر نیز تأثیر گذاشت (حبیبی ، 1375) .
در دوران معاصر نیز به تبعیت از الگوهای شهرنشینی و شهرسازی غربی و به دنبال نفوذ اتومبیل به داخل شهرها، اقدامات عمرانی بسیاری در شهرها صورت گرفت ، که عمده این اقدامات درون‌زا نبوده‌اند.
توزیع جغرافیائی جمعیت شهری 
 E  شهرنشيني

طبق تعاريف، شهرنشيني فرآيندي محسوب مي شود که در آن تغييراتي در سازمان اجتماعي سکونتگاه هاي انساني به وجود مي آيد که حاصل افزايش، تمرکز و تراکم جمعيت است. از نظر سازماني، در شهرنشيني دگرگوني هايي در ساخت اجتماعي- اقتصادي و کارکردهاي جمعيتي ظاهر مي شود. اين جريان تغييراتي را در ساخت داخلي شهرها نيز به وجود مي آورد.

به طور کلي شهرنشيني داراي دو خصيصه اصلي است. اول مهاجرت مردم از حوزه هاي روستايي به شهري جهت اشتغال در فعاليتها و مشاغل غير کشاورزي. دوم دگرگوني در سبک زندگي مردم از سبک زندگي روستايي به شهري، به همراه تغيير در ارزشها و نگرشها که رفتارهاي تازه اي را سبب مي شود.

در مقابل، شهرگرايي در مفهوم وسيع آن به همه ويژگيهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي شيوه زندگي شهري اطلاق مي شود و بر خلاف شهرنشيني، يک فرآيند رشد شهري نيست، بلکه مرحله نهايي و نتيجه شهرنشيني محسوب مي شود. بنابراين يک کشور ممکن است سهم بيشتري از شهرنشيني داشته باشد اما در سطح پايين شهرگرايي قرار بگيرد.

نمونه اين وضع در شهرهاي بزرگ کشورهاي در حال توسعه ديده مي شود که بخش مهمي از جمعيت آن را مهاجران روستايي و مهاجران سکونتگاههاي کم جمعيت تشکيل مي دهند و با وجود سالها زندگي در شهرهاي چند ميليوني هنوز هم به سنتها و رفتارهاي روستايي خود پايبند مانده اند. به عبارت ديگر در بررسي روند و نرخ شهرنشيني در کشورهاي جهان سوم يا در حال توسعه توجه به اينکه هر شهرنشيني شهروند نيست بسيار مهم است.

براساس گزارشهاي صندوق جمعيت سازمان ملل متحد در سال 2008 براي نخستين بار در تاريخ جهان بيش از نيمي از مردم دنيا در شهرهاي کوچک و بزرگ زندگي مي کنند. صندوق جمعيت سازمان ملل متحد هشدار داده است که پيش بيني مي شود تا سال 2030 جمعيت شهرنشيني به حدود 5 ميليارد نفر تقريباً 60 درصد کل جمعيت جهان افزايش يابد. بنابراين تمامي رشد آينده جهان در شهرها و تقريباً تمامي آن در کشورهاي در حال توسعه فعلي خواهد بود.



E 

پیامد های مهاجرت و شهر نشینی

آثار مهاجرت نسبت به کل کشور:

صرف نظر از نتایج مهاجرت در روستا و شهر نتایج دیگری نیز برای مهاجرت روستاییان مترتب است که به تنهایی مختص هیچ یک از مناطق مذکور نیست بلکه تمام جنبه های جمعیت ساکن در مناطق شهری و روستایی و عشایری را در بر می گیرد. ذیلا به برخی از نتایج اشاره می گردد:

نخستین نتیجه به هم خوردن سلامت اقتصادی و اجتماعی جامعه در اثر عدم تعادل رشد جمعیتی شهر و روستا و تغییر ماهیت اشتغال روستایی و شهری است. یکی از نتایج این امر تغییر جدول اشتغال در سطح کشور است.

از نتایج دیگر مهاجرت های روستایی در کشور دشواری های فراوانی است که در برنامه ریزی و سیاست گذاری های دولت بوجود می آورد؛ چراکه بعلت مهاجرتهای بی برنامه روستاییان، پیش بینی جمعیت و رشد آن در مناطق شهری و روستایی و در نتیجه سرمایه گذاری و برنامه ریزی در بیشتر بخشهای فعالیت اقتصادی امکان ناپذیر می شود و یا دست کم به تاخیر می افتد.

از آثار تعیین کننده مهاجرتهای روستایی تشدید الزامی وابستگی غذایی کشور به ممالک خارجی به ویژه کشورهای صنعتی تولید کننده غذا است. در نتیجه این امر هر روز بیشتر از پیش مواد غذایی زیادتری وارد کشورهای جهان سوم می شود و وابستگی آنها را شدت می بخشد.

در جمع بندی نتایج مهاجرتهای روستایی در سطح کلان و در قلمرو کشور آنها را می توان به ترتیب زیر خلاصه کرد:

  • عدم تعادل رشد جمعیتی در شهر و روستا و به هم خوردن تعادل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در سطح مملکت.
  • تغییر جدول اشتغال کشوری
  • جلوگیری از سیاست گذاری برنامه ها به دلیل عدم امکان پیش بینی رشد جمعیت در شهر و روستا
  • به تاخیر افتادن سرمایه گذاری در بخشهای فعالیت اقتصادی
  • کاهش تولید و افزایش مصرف و در نتیجه مصرفی شدن جامعه
  • تشدید وابستگی غذایی کشور و ورود هرچه بیشتر مواد غذایی
  • حذف تدریجی فرهنگ بومی و پذیرش فرهنگ شهری جدید.

·         نيروي جاذبه شهرها : اين عوامل ممكن است اقتصادي اجتماعي يا فرهنگ و زرق و برق شهري باشد كه در وهله اول جوانان روستايي را به سوي خود جذب مي كند.

·         2.عوامل مربوط به دافعه روستاها : اين عوامل نيز مانند سدي در برابر جوان روستايي مي باشد؛ بيكاري، كمبود درآمد، نبود امكانات تفريحي و ... همه در دفع جوان از روستا مؤثر است.

·          به طور كلي در قديم ترين آثار مرتبط با شناخت عوامل مؤثر در مهاجرت هاي روستا  شهري، آموزش همگاني و انجام خدمت نظام به عنوان دلايل اصلي مهاجرت مطرح مي شود به طوري كه گوستاو لوبون، نويسندة فرانسوي ، در كتاب روانشناسي توده ها مي گويد اگر آموزش و پرورش ما بي فايده بود، مي توانستيم به حال بچه هاي بدبخت اكتفا كنيم؛ اما آموزش و پرورش متضمن خطر ي بسيار جدي تر است ؛ كساني كه آموزش مي بينند نسبت به شرايطي كه در آن متولد شده اند، نفرتي شديد پيدا مي كنند و در پي فرار از آن برمي آيند.

·          " امیل مانسو" و " ملین"  با طرح خدمت نظام به عنوان مهم ترين دليل مهاجرت روستا_ شهري معتقدند: " بطالتي كه براي ارتشيان در دورة خدمت زير پرچم فراهم مي شود، آنها را فاسد و سست مي كند. اگر روستاها خالي از جمعيت مي شود براي اين است كه روستاييان در لباس ارتشي عادت سختكوشي طبقه اجتماعي خود را از دست مي دهند." (اميل مانسو)

·         " از آن زماني كه خدمت نظام وظيفه عمومي روستازادگان را به پادگان هاي شهري كشاند، شدت مهاجرت دو برابر شده است." (ملین)

·         بررسي نوشته هاي مربوط به اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 ، دلايل اساسي مهاجرت هاي روستا  شهري را با ساختارهاي اقتصادي مرتبط مي سازد. تئوري هاي عدم تعادل، مهاجرت را ناشي از عدم تعادل بين مناطق مي داند ؛ مثلاً "بوگ" با طرح  مؤلفه هاي مؤثر در ايجاد انگيزه براي مهاجرت هاي روستا_ شهري، دو گروه از عوامل شامل عوامل كشش و عوامل فشار در مهاجرت هاي روستا _ شهري مؤثر هستند. وي معتقد است عوامل كشش يا جاذبه ها عمدتاً فرصت هاي شغلي بهتر، فرصت هاي مناسب جهت كسب درآمد بيشتر، وجود مراكز تفريحي و جاذب، فعاليت هاي فرهنگي، شرايط خوب و قابل قبول محيط كار و زندگي چون مسكن و خدمات آموزشي

·         و سرانجام فرصتهاي مطلوب جهت دستيابي به آموزشهاي تخصصي و حرفه اي چون تحصيل در مراكز آموزشي را در برمي گيرد كه عمدتاً در شهرها متمركزند و پاره اي از عوامل فشار يا دفع نيز سبب جدايي جمعيت از روستاها و جذب آ ن ها به شهرها مي گردد عواملي چون:

·         1. اهش منابع مالي و عدم توجه به بخش كشاورزي

·         2. مكانيزه شدن فعالي تهاي كشاورزي و ايجاد محدوديت هاي شغلي در بخش كشاورزي

·         3. نبود بستر مناسب جهت رشد خلاقيت هاي فردي، رشد شخصيت، ازدواج و اشتغال

·         4. بروز حوادث طبيعي مستمر چون سيل و خشكسالي ها

·         5. وجود روابط ناعادلانه و تبعيض آميز

·         از مهم ترين دلايل مانع از ماندگاري جمعيت در مناطق روستايي محسوب مي شود .

·         عده اي ديگر مهاجرت را ارمغان فقر  در مناطق روستايي مي دانند . در اين خصوص مؤنث سازي و سالخورده سازي از پيامدهاي مهاجرت هاي روستا_ شهر است، اما شايد مهاجرت براي كسب زندگي مهمترين دليل براي مهاجرت هاي روستا _شهري است و پيش بيني مي شود همچنان ادامه داشته باشد.

·         فرضيه زرق و برق شهري معتقد به كشش جوانان روستايي در اثر تبليغات رسانه هاي گروهي و داستان هاي مهاجران پيشين نسبت به الگوهاي تفريحي و سبك زندگي شهري است و همچنين عوامل غيراقتصادي همچون دسترسي به خد مات آموزشي، درماني و زيربنايي، ترك هنجارهاي سنتي روستا و آزادي تحرك اجتماعي در كنار زرق شهري جوانان نقش ي بارز دارد . به طور كلي زرق و برق شهري در مهاجرتهاي روستا_شهري جوانان نقشی بارز دارد. به طور كلي مي توان پذيرفت كه در كنار عوامل عيني و اقتصادي، عوامل ذهني و اجتماعي  فرهنگي نيز در تصميم گيري فرد مهاجر تأثير دارد.

·         از عوامل ديگر مي توان به رسانه ها اشاره كرد. رسانه بتدريج پيوند انسان با اشياء، زمان و مكان را قطع مي كند و اين قطع خاطرات، هويت انسا نها را كمرنگ مي كند و باعث مي شود كه انسا نها قبل از آنكه به صورت فيزيكي مهاجرت كنند، فكري و ذهني مهاجرت كرده باشند.

·          رسانه ها تنوع گرايي، تجددگرايي، ناپايداري و جهاني شدن را در انسان ها تقويت مي كنند و زمينه را براي بي هويتي و نيازمند كردن انسا ن ها به وجود مي آورند رسانه ها با شوك هايي كه در سطح فردي، ملي، منطقه اي و گاه جهاني وارد مي كنند، انسان ها را براي مهاجرت آماده مي كنند. نفوذ راديو، تلويزيون، ماهواره و ... درروستاها جوانان ساكن روستا را تشويق به مهاجرت ميكند. آنان جهت پركردن يكي از خواسته هاي برحق خود كه همان استفاده از ابزار و آلات فرهنگ و هنري در جهت رشد و تعالي علمي و نيز گذراندن اوقات فراغت است، به شهرها كشيده مي شوند.

·          

پیامد های مهاجرت از روستا به شهر: 

پديدة مهاجرت روستا  شهري، يك پديدة اجتماعي  اقتصادي است كه نتيجه مجموعه اي پيچيده از عوامل اجتماعي روان شناختي، اقتصادي و سياسي است. فرايند مهاجرت نه تنها بر حجم و رشد جمعيت يك جامعه تأثير مي گذارد، بلكه تغييراتي قابل ملاحظه در ساخت و توزيع جمعيت ايجاد مي كند. مهاجرت هاي روستا_ شهري باعث افزايش تعداد مردان جوان در شهرهاي بزرگ شده و تعادل نسبت مردان و زنان را در دو منطقه شهري و روستايي بر هم زده است.

با توجه به اينكه جوانان بيشتر از هر گروه سني ديگر تن به مهاجرت مي دهند، اين موضوع در بلندمدت براي جوامع روستايي حائز اهميت خواهد بود؛ چراكه با مهاجرت آنان، توليد نسل در جوامع روستايي كاهش مي يابد و به دنبال آن جمعيت پويا در روستاها كاهش مي يابد و توليد محصول و اقتصاد رو ستايي نيز كاسته مي شود و همچنين از نظر اجتماعي و فرهنگي نيز روستاها دچار ايستايي مي شوند.

امروزه با توجه به اينكه سهم جمعيت شهري و روستايي برعكس شده است و نسبت قابل توجهي از جمعيت شهرها را مهاجرين روستايي تشكيل مي دهند ، مي توان به اهميت موضوع مهاجرت هاي روستا  شهري پي برد؛ يعني مهاجرت جمعيتي كه تا سه دهه قبل جزو جمعيت مولّد كشور به حساب مي آمد اكنون به صورت خيل عظيم افراد مشغول به كار هستند يا در مشاغل كاذبي مانند دست فروشي و واسطه گري مشغول می باشند.

وقتي فرهنگ هاي مختلف با آداب و رسوم و هنجارهاي متفاوت از نقاط مختلف در يك نقطه جمع شود و انواع هنجارها حاكم باشد، در نتيجه هر فرد يا گروه به يك نوع هنجار رفتار مي كند و هنگام يكه اشخاص محيطشان عوض شود، ديگر هيچ احساسي نسبت به پايبندي به اصول و هنجارها در خود حس نمي كنند و در نتيجه هرج و مرج و آشفتگي رخ مي دهد. نتيجه نهايي مهاجرت از روستا به شهر و از بخش توليد به بخش خدمات، رشد مسائل آنوميك در جامعه است.

پرداختن به پيامدهاي مهاجرت جوانان به صورت جداگانه به مناطق شهري يا روستايي كاري خطا است؛ بنابراين، پيامدها در مبدأ و مقصد بررسي شده كه ممكن است در مبدأ آثاري مثبت بر جاي بگذارد، اما در مقصد آثار و عواقب آن ضرورتا مثبت نخواهد بود. در اينجا جهت شناخت پيامدهاي مهاجرت هاي روستا  شهري بر مهاجران نسل جوان، در سه حوزه اقتصادي  اجتماعي و فرهنگي به بررسي هر يك به صورت پيامد مثبت و منفي پرداخته شده است.

 الف: پيامدهاي اقتصادي

عده اي عامل اقتصادي را مهمترين عامل در مهاجرت هاي روستا  شهري مي دانند .جوانان روستايي با مشاهده تفاوت درآمدي در شهر و روستا و كمبود درآمدهاي مالي خود كه جوابگوي نيازهاي اصلي و ضروري آ نها نيست، دست به مهاجرت مي زنند. آنان براي كسب درآمد بيشتر و رسيدن به آرزوهاي خويش، راه شهرها را در پيش مي گيرند.

مهاجران در شهرها با شغل هاي واسطه گري يا خدماتي و دست فروشي مي توانند به درآمدي چند برابر روستا دست پيدا كنند و از كارهاي سخت و طاقت فرساي كشاورزي نيز آسوده شوند. بدون ترديد اختلافات درآمدي شهر و روستا و موقعيت هاي شغلي و كاري فراوان در شهرها يكي از دلايل عمده مهاجرت جوانان است؛ اما اين عامل مؤثر در مهاجرت پيامدهايي در مبدأ و مقصد برجاي مي گذارد. آثار اقتصادي مثبت آن در نواحي روستايي بيشتر از شهرها خواهد بود و پيامدهاي منفي آن در شهرها بيشتر بروز مي كند. بررسي ها نشان مي دهد جوانان مهاجر اكثراً از مهاجرت به شهرها راضي هستند و زندگي آن ها از لحاظ اقتصادي بهبود يافته است، در ضمن آن ها با حواله كردن پول به روستا نزد پدر و مادر خويش، باعث بهبود وضعيت زندگي آ ن ها و تقويت بنيه مالي خانواده خود در روستا مي شوند. به طور كلي از نظر اقتصادي مهاجرت روستا  شهري را براي خود جوانان مي توان موفق قلمداد نمود؛ چون آن ها درآمد فعلي در شهر را در

روستا هيچگاه نم يتوانستند به دست آورند؛ اما همانطور كه در بالا نيز اشاره شد ، مهاجرت جوانان پيامدهاي اقتصادي زيادي در روستاها بجا خواهد گذاشت كه مهمترين آن ركود اقتصاد كشاورزي و دامداري در روستا و كاهش توليد و بهره برداري روستايي است. با توجه به اينكه جوانان بيشترين گروه مهاجرين روستا را تشكيل مي دهند، كساني كه در روستا به جا مي مانند، پيرمردها و پيرزنها مي باشند كه توان چنداني براي كشاورزي گسترده ندارند و بيشتر به اقتصاد معيشتي و خود بسنده روي مي آورند و به اندازه نياز سالانه كشت خواهند نمود.

اين موضوع در كل كشور به ركود كشاورزي و افزايش واردات محصولات كشاورزي و خروج ارز منتهي خواهد شد و از طرفي پيامد منفي اين نوع مهاجر تها در شه رها را م يتوان به گسترش بخش غير رسمي اقتصاد و افزايش شغل هاي كاذب و انگلي و كارهاي غيرتوليدي چون دست فروشي، سيگار فروشي و ... اشاره كرد. با توجه به اينكه جوانان مهاجر از روستا فاقد مهارت هستند ، در شهرها نمي توانند جذب بازار كار رسمي شوند و بي ثباتي شغلي بيشتر مهاجران را تهديد می کند.

 ب: پيامدهاي اجتماعي

يكي از تفاوت هاي محيط شهري نسبت به محيط روستايي، اختلاف زياد خدمات شهري

مانند بهداشت، درمان، آموزش و تأسيساتي مانند آب، برق، گاز، مراكز تفريحي و غيره

مي باشد. بديهي است روند مهاجرت ها روستا  شهري عمدتاً تحت تأثير امكانات زيستي

و رفاهي در روستاها و جاذبه هاي اجتماعي  فرهنگي و اقتصادي شهرها مي باشد و در

مواردي سياستگذاري هاي نادرست آن را تشديد مي كند.

در واقع بعد از عامل اقتصادي، عامل اجتماعي و نداشتن امكانات رفاهي نظير: بهداشت و ... عامل مؤثر در مهاجرت هاي روستا  شهري مي باشد با توجه به اينكه جوانان، گروه اصلي مهاجران هستند، پيامدهاي اجتماعي مهاجرت آنان به صورتي حادتر نمود خواهد يافت، چراكه روحيه تنوع طلبي جوان از طرفي و هويت طلبي از طرف ديگر، پيامدهاي اجتماعي را تشديد خواهد كرد . وقتي جوان روستايي به شهر مي آيد در اثر همنشيني و رفت آمد با شهروندان آگاهي او افزايش

يافته و جوان از حقوق و مطالبات خود آگاه شده و همين آگاهي منجر به بي اعتمادي و عدم پايبندي به تعهدات شهروندي و حتي در مواردي خرابكاري شده است . از طرف ديگر با جدا شدن جوان از خانواده، حامي خود كه والدين باشند را از دست می دهد و با توجه به عدم نظارت والدين بر اعمال او و كاهش اقتدار والدين جوان ، پيامد هاي حاد اجتماعي بروز خواهد كرد:

 همچنين با وجود خرده فرهنگ هاي متفاوت در داخل اجتماعات شهري و ضعف اعتقادات و كنترل هاي غير رسمي، انحرافات اجتماعي افزايش خواهد يافت.

بررسي ها نشان مي دهد كه پيامدهاي اجتماعي  فرهنگي مهاجرت بسيار بيشتر خواهد بود و داراي دو بعد مثبت و منفي است. مهم ترين پيامد مثبت مهاجرت روستا _شهري را مي توان در سهولت و آسايش در زندگي، دسترسي بهتر به وضعيت بهداشتي، بهبود عادات غذايي، گذران اوقات فراغت و اميد به زندگي بيان كرد . جوانان روستا در پي يافتن زندگي بهتر مهاجرت از روستا به شهر را آغاز م ي كنند و تحرك اجتماعي باعث بالا بردن ظرفيت هاي گوناگون اجتماعي در ميان آنها خواهد شد. جوانان با فرار از هنجارهاي سنتي موجود در روستا مي خواهند كه به استقلال فردي و آزادي انتخاب برسند و از تنهايي و انزواي اجتماعي در محيط هاي روستايي همراه با كار فيزيكي سخت و مداوم نجات پيدا كنند و جهت يافتن منزلت اجتماعي و كسب احترام و تفريحات محرك، شهرها را انتخاب م يكنند؛ اما تحقيقات نشان م ي دهد اين نوع مهاجر ت ها پيامدهاي منفي اجتماعي را نيز براي جوانان و شهرها به همراه خواهد داشت ؛ از جمله مي توان به فقدان يكپارچگي اجتماعي و گسترش ناهنجار ي هاي اجتماعي در شهرها اشاره كرد. مهاجرت جوانان از روستا به شهر، باعث برهم خوردن ساختار جمعيتي در شهرها و روستاها شده و تركيب سني و جنسي جمعيت را از تعادل خارج كرده است، از سويي ديگر سالخورده سازي روستاها باعث شده كه امكان ازدواج دختران در روستا از بين برود.

تفاوت بين نسلي در روستاها باعث ايجاد شكاف بين والدين و جوان شده ، به طوری كه جوان محيط روستا را داراي هنجارها و مراسم سنتي مي بيند و بر ضد آن شورش كرده، دست به مهاجرت مي زند و در اين بين قطع ارتباط با خانواده و از دست دادن امي خود باعث گرايش جوان به سمت اعتياد، فساد اخلاقي، دزدي، سرقت و زاحمت هاي ناموسي و ... مي شود يا در شهر احساس غريبه بودن و بيگانگي مي كند و به نزواي اجتماعي گرايش مي يابد.

ج: پيامدهاي فرهنگي

اين نظريه، مهاجرت را به عنوان يك تطبيق اجتماعي در پاسخ به نيازهاي اجتماعي، اقتصادی تحولات فرهنگی جريان تغييرات جمعيتي ناشي و در سطح ملي و محلی پدید می آید ،می داند.

نارسايي هاي موجود در نظام آموزشي روستايي از جمله عوامل مؤثر در تشويق وانان به مهاجرت به شهرها است. تحصيلات جوان روستايي نيز خود از جمله عوامل رهنگي مؤثر در مهاجرت مي باشد و افزايش فاصله فرهنگي بين شهر و روستا بر نرخ هاجرت مي افزايد.

با توجه به اينكه اكثريت جمعيت كشورمان را جوانان تشكيل مي دهند و عمده ترين سأله جامعه هاي داراي جمعيت جوان مسائل فرهنگي است، وقتي جوانان روستايي هت ادامه تحصيل، گذراندن خدمت سربازي و جستجوي كار و شغل بهتر به شهرها ي آيد، تعارض فرهنگي در او ايجاد مي شود و مشكلات حادتر مي شود.

جوانان وقتي در معرض انواع كانا لهاي ارتباطي و شبكه هاي جهاني به راحتي با بك هاي زندگي كشورهاي ديگر با خبر مي شوند و خود را مقايسه مي كنند آن ها اگر رصتي جهت پيشرفت نداشته باشند در معرض انواع آسيب ها قرار مي گيرند و اگر عتماد به نفس آن ها كاهش يابد، براي فراموش كردن موقعيت خود به دام اعتيادمي افتند يا جذب فرهنگ بيگانه مي شوند.

مهمترين پيامد فرهنگي مهاجرت روست ا  شهري جوانان بهبود وضعيت سواد وسطح علمي و آگاهي آ نها مي باشد، شهرها با داشتن امكانات آموزشي بهتر و بيشترباعث شكوفايي استعدادها و نبوغ جوانان روستايي شده است. از ديگر پيامدها مي توان به بهبوداوقات فراغت وجودكتابخانه هايي متعدد در شهرها و مكا ن هاي فرهنگي افزایش تعامل فرهنگي و تغيير در شيوه لباس پوشيدن و حرف زدن را بيان كرد.

از پيامدهاي فرهنگي منفي مهاجرت مي توان چنين بيان نمود كه در اثر مهاجرت جوانان ، نقش خانواده در انتقال مباني ارزشي و ديني و ملي به فرزندان كاهش می یابد و جامعه انتقال وظايف تربيتي را برعهده مي گيرد و با توجه به اينكه هويت فردي در مرد و زن جوان هنوز شكل نگرفته است، زمينه ها و بستر تعارضات و نيز نفوذ فرهنگ بيگانه به هويت ديني و ملي جوانان ايجاد شده و در صورت ضعف بنيادهاي مذهبي جواني و عدم شكل گيري هويت فردي تأثيرپذيري جوان، الگوهاي ضد فرهنگ و ديني تقويت شده و اين مرحله آغازين گسترش مشكلات اخلاقي، فساد و بي بندوباري و فحشا در شهرها و جوانان خواهد بود.

آثار و نتایج مهاجرت روستاییان به شهرها را می توان در سه زمینه مورد بررسی قرار داد: نسبت به مبدا مهاجرت (روستاها)، نسبت به مقصد مهاجرت (شهرها) و نسبت به کل کشور. اما باید توجه نمود که تجزیه آثار و عملکرد پدیده مهاجرت روستاییان در متن جامعه، امریست تصنعی که به منظور سهولت مطالعه صورت می گیرد و در واقع مهاجرت و نتایج حاصل از آن به صورت یکپارچه و تجزیه ناپذیر، ادامه روند واحدی است که میان اعضای آن پیوندی ارگانیک وجود دارد و نادیده گرفتن بخشی از آن به عدم درک بقیه منجر می شود.

آثار مهاجرت نسبت به مبدا:

برخی از متخصصین امر مهاجرت عقیده دارند که اثرات مهاجرت را باید به طور جداگانه درباره کشور یا سرزمین های مهاجرفرست و مهاجرپذیر مورد مطالعه قرار داد، اما آشکاراست که تاثیر آنی و فوری خروج مهاجرین، جمعیت مناطق مهاجرفرست را تقلیل و ورود آنان جمعیت مناطق مهاجرپذیر را افزایش می دهد.

در آثار مهاجرت نسبت به مبدا، می توان گفت علاوه بر این که روند مداوم مهاجرفرستی موجب کم جمعیتی روستاها و مناطق مهاجرفرست می شود، ترکیب جمعیت بازمانده این مناطق را نیز دگرگون می سازد و برای افراد ساکن و غیر مهاجر روستا عواقب ناگواری به بار می آورد. از جمله تغییراتی که در ترکیب جمعیتی روستاها ایجاد می شود دگرگونی شکل هرم سنی جمعیت است که به دلیل مهاجرت مردان گروه های سنی ۱۵-۱۹ تا ۴۰-۴۴ سال به شهرها، قاعده آن بویژه برای مردان بسیار پهن تر می شود و وسط آن باریک تر    می گردد. از تغییرات دیگر ترکیب جمعیت، جوان تر شدن جمعیت روستا و در نتیجه افزایش نسبی سالخوردگان در جامعه روستایی است.

از آثار دیگر مهاجرت های روستایی، تخریبی است که مهاجرت روستاییان و انتقال نیروی کار فعال و تحصیل کرده روستاها به جا می گذارد و در سازمان تولید روستاها اثرات منفی ایجاد می کند.

گذشته از آن، مهاجرت روستاییان به شهرها دگرگونی های مهمی در قشر بندی روستاهای کشور ایجاد می کند. در این مورد می توان کاهش کارگران روستایی و خوش نشینان، افزایش عظیم قشر خرده مالکان و افزایش نسبی سودگران روستایی مانند مغازه داران، چوبداران و پیله وران را به عنوان نمونه یادآوری کرد.

در جمع بندی آثار و نتایج مهاجرت روستاییان در مبدا در کنار آثار فوق، نتایج دیگری نیز وجود دارد که می توان آنها را به شرح زیر خلاصه کرد:

  • تقلیل جمعیت مبدا (روستاها)
  • تخلیه نیروی کار فعال و کارکن و مستعد روستاها
  • برهم زدن ترکیب جمعیت روستایی
  • دگرگونی قشر بندی روستاها
  • فروپاشی تدریجی کشاورزی روستایی
  • رویکرد کشاورزی دهقانی به کشاورزی تجاری (کشت محصولات بازاری و صادراتی)

دگرگونی تدریجی چهره طبیعی روستاها

آثار مهاجرت نسبت به مقصد:

به نظر کارشناسان مهاجرت، هرچند در تمام کشورهای توسعه نیافته مهاجرت از روستا به شهر نشانه ای از تمایل عمومی جوامع به تحول و ترقی محسوب می شود، اما اگر اسباب و وسایل کار و زندگی برای مهاجرین روستایی در شهر فراهم نباشد – که معمولا چنین است – نه تنها رونقی به فعالیت های اقتصادی نخواهد داد بلکه در بسیاری از موارد جز افزودن به گروه درماندگان شهری، اثر دیگری نمی تواند داشته باشد.

یکی از نتایج مهاجرت روستاییان دگرگونی در قشر بندی جمعیت شهرهاست. در این مورد افزایش کارگران بویژه کارگران غیر ماهر و نیمه ماهر دستی را می توان نام برد.

زمانی که مساله پرولتریزه شدن روستاییان (تبدیل روستایی به کارگر) را در شهر مورد بررسی قرار می دهیم، متوجه می شویم که مهاجرت باعث گسترش طبقه کارگر مقصد شده و حجم نیری کار غیر ماهر را افزایش می دهد.

در بررسی آثار مهاجرت های روستایی بویژه در کشورهای جهان سوم، بلافاصله مساله بیکاران شهری به ذهن متبادر می شود. در این کشورها به سبب مهاجرت شدید روستاییان به شهرها بدون اینکه با رشد صنعتی جامعه تناسب و هماهنگی داشته باشد، بیکاری شدید و حادی عارض جامعه می گردد. و برای از بین بردن آن باید مهاجرت های روستایی مهار شود.

مهمترین نتیجه مهاجرتهای روستایی در شهرها پیدایی حاشیه نشینی و حاشیه نشینان است. به طور کلی حاشیه نشینان شهری عمدتا مهاجرین روستایی هستند و حاشیه نشینی نوعی تطابق اجتماعی – اقتصادی مهاجرین روستایی با نظام اقتصادی شهرها است که نیروی کار حاشیه نشینان را به کار می گیرد.

در بررسی مسائل و مشکلات شهری بیشتر از آنکه خود حاشیه نشینی به عنوان یک مساله مطرح شود عواقب و نتایج ناشی از آن است که مد نظر قرار می گیرد. به دلیل حاشیه نشینی، شهرهای بزرگ قادر به تامین امکانات اقتصادی، اجتماعی و رفاهی کافی برای شهروندان خود نیستند و هنوز هم حلبی نشینی و گود نشینی، سکونت خانوار در یک واحد مسکونی کوچک و غیر بهداشتی، بیکاری و انواع اختلالت اجتماعی در چهره شهرهای بزرگ دیده می شوند.

آلودگی هوا، مشکل ترافیک ، مساله ارتباطات تلفنی، گران فروشی، احتکار، کمبود مسکن، زمین خواری و در نتیجه بالا رفتن قیمت زمین شهری، نارسایی سیستم برق رسانی و نیرو و حوادث و عوارض ناشی از آنها زندگی را بر بخش مهمی از جمعیت در شهرهای بزرگ دشوار می کند. بنابر این عدم کفایت امکانات و خدمات شهری در مقابل انباشت سریع جمعیت در شهرها از طریق مهاجرت معروف ترین، آسان ترین و شناخته شده ترین این نتایج است.

از نتایج دیگر پدیده حاشیه نشینی در شهرها می توان افزایش جرم و جنایت بویژه بزهکاری جوانان وپیدایی بیکاری و بیکاری پنهان و فعالیت در بخش غیر رسمی اقتصاد را نام برد. هنگامی که شهر قدرت جذب تمام مهاجرین روستایی را در بخشهای فعالیت اقتصادی صنعت و خدمات نداشته باشد، ضمن عدم استفاده مطلوب از نیروی کار مهاجرین بیکاری و مشاغل کاذب در شهرها افزایش می یابد و دشواری هایی را برای شهر فراهم می آورد.

از آثار دیگر مهاجرت روستاییان به شهرها که به علت توزیع نامتوازن مهاجرتهای داخلی پیدا     می شود، گسیختگی شبکه شهری و رشد بیمارگونه و قارچی برخی ار شهرها است.

پس با توجه به موارد گفته شده و موارد مشابه دیگر آثار مهاجرت در شهرها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

  • افزایش جمعیت مقصد
  • دگرگونی قشربندی جمعیت شهری
  • پرولتریزه شدن روستاییان شهرنشین شده و افزایش گروه درماندگان شهری
  • افزایش مشاغل کاذب مانند دستفروشان دوره گرد
  • پیدایش حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ و عواقب ناشی از آن
  • عدم کفایت امکانات و خدمات شهری برای شهرنشینان
  • رشد بیمارگونه شهرهای مختلف و توسعه ناهماهنگ آنها به علت توزیع نامتوازن مهاجرتها
  • جذب و نابودی تدریجی زمین های شهری و گرانی آنها
  • دگرگونی قهری محیط طبیعی و آلودگی محیط زیست شهرها
  •  

روند شهر نشینی و مهاجرت در ایران  .

مهاجرت بعنوان پدیده ای جمعیتی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم مورد توجه و بحث و تبادل نظر نظریه پردازان علوم مختلف قرار گرفت در این راستا مهاجرتهای روستا – شهری به دلیل پیامدهای اقتصادی – اجتماعی آن بیش از سایر پدیده های جمعیتی مورد توجه قرار گرفت این مساله در ایران بعد از گسترش شهرنشینی و با سابقه رشد سریع شهرنشینی از آغاز قرن حاضر و بعبارت دیگر، از زمان شروع سلطنت رضاشاه به اوج خود رسید. در این دوره توجه خاصی که به گسترش شهرها و ایجاد کارخانجات مختلف بوجود آمد، جمعیت بسیاری را از روستاهای کشور به سمت شهرهای بزرگ کشاند. این روند همچنان ادامه داشت تا آنکه اصلاحات ارضی پیش آمد و روستاییانی که هیچ سهمی از زمینهای مقسوم نبرده بودند چاره‌ای ندیدند به جز مهاجرت به شهرهای بزرگ، در این اثنا بسیاری از تحولات اجتماعی – فضایی جوامع شکل گرفت.

 

مها جرت  و شهر نشینی  بعد از انقلاب در ایران

با گذشت  سی  سال از انقلاب ايران، رشد سريع و فزاينده شهرها و مهاجرت به حومه شهرها هم چنان معضل پيچيده اي برجا مانده است.

1. زندگي شهري يکي از خصوصيات مهم تاريخ ايران بوده است و در حال حاضر نيز نقش حساسي را در زندگي اقتصادي، اجتماعي و سياسي کشور بازي مي کند.
2. تفوق شهر، اساساً محصول دوران پس از جنگ جهاني دوم در ايران و متأثر از عوامل متنوع داخلي و خارجي است.
3. بخش قابل توجهي ازتوسعه تهران، نتيجه مهاجرت های داخلي بود. اين توسعه به نوبه خود به پيدايش پديده دو فرهنگي انجاميد که در پايتخت فقيرو غني را بر اساس چند محور از جمله تعلقات فرهنگي، اقتصادي، رفاه و موقعيت مسکوني از هم مجزا مي کند.
4. شهرهاي ايران در پيروزي انقلاب اسلامي نقش بسيار عمده اي ايفا کردند و در عين حال باعث انسجام نوع مدرني از رهبري مدني در خيزش هاي عمده سياسي-اجتماعي شدند.
5. مسئله رشد فزاينده شهرها و مهاجرت لجام گسيخته از مسايلي است که از زمان استقرار جمهوري اسلامي روز به روز حادتر مي شود. دراين ميان عنصر مهم و جديد ديگر نيز که مهاجرت پناهندگان افغاني و عراقي است به رشد جمعيت کمک قابل توجهي کرده است.
6. توسعه شهري پس از انقلاب نيز دلالت بر تغييرات مهمي در ترتيب جمعيت شهرهاي بزرگ کشور دارد. در عرض چند سال گذشته، مشهد از نظر تعداد جمعيت، اصفهان را پشت سر گذاشته و نرخ رشد جمعيت آن حتي از تهران نيز بالاتر رفته است.
7. مسايل توسعه شهري و خانه سازي، از مسايل مهم ايران پس از انقلاب است. آشوب و اغتشاشات در لايه هاي فقير شهري در شهرهايي نظير اراک و مشهد و شيراز ممکن است خود گواه ظهور مجدّد نارضايتي ها و اعتراضات شهري باشد.

در اواسط دهه هفتاد، اِعمال سياست هاي جديد دولت جهت بالا بردن اجاره و ريشه کن کردن آلونک سازي، مهاجران جديد را با بي خانماني و سرنوشتي تلخ روبرو ساخت. درچنين اوضاع و احوال امکانات مهاجران براي مطرح کردن خواست هاي سياسي خود بسيار محدود بود. با آن که در برخي محلات فقيرنشين تهران مهاجران از طريق تهيه طومار و عرضه آن به مسئولين، اعتراض خود را نسبت به تخريب آلونک ها ابراز مي کردند، ولي امکان مشارکت سياسي اساساً وجود نداشت و به هرحال مهاجران اصولاً پيوند و ارتباطي با احزاب سياسي نداشتند. درچنين اوضاع و احوال انجمن هاي مذهبي که از جمله تحت عنوان "هيئت" فعاليت مي کردند به محل اصلي مشارکت اجتماعي و تنها امکان براي فعاليت جمعي مهاجران تبديل شدند. "هيئت ها" که عمدتاً براساس ويژگي هاي قومي و جغرافيايي شکل مي گرفتند، نقش ويژه اي در ارتقاء آئين هاي مذهبي و برگزاري مراسم ديني شيعه ايفا مي کردند. در دوران اوج اعتراضات عليه دولت اين هيئت ها وسيله اي در دست روحانيت براي تحريک و بسيج مهاجران براي شرکت در تظاهرات شهري شدند. با آن که وضعيت زندگي مهاجران فقير، به نارضايتي گسترده انجاميده بود، اما همه مهاجران به نسبت مساوي در انقلاب شرکت نکردند. گروهي از زاغه نشينان، يکپارچه به مسئله مسکن که در اصل نياز مبرم و اساسي آنان بود، پرداختند و به سرعت براي دفاع از کاشانه هاي خود و براي جلوگيري از تخريب قهرآميز آن متحد شدند. اما اين اتحاد، به خودي خود به معني شرکت در اعتراضات و تظاهرات سياسي نبود. برعکس، اين بسيج تهي دستان غيرزاغه نشين و تأکيد بر ابعاد مذهبي بود که در نهايت با موفقيت روبرو شد.

دگرگوني هاي پس از انقلاب
سرچشمه رشد جمعيت شهري در دوران پهلوي عمدتا" مهاجرت داخلي از شهرهاي کوچک ايران و روستاها به شهرهاي پر جمعيت بود. اما ماهيت گسترش شهري پس از انقلاب تغييري اساسي يافت. در کنار مهاجرت به حومه شهرها، عوامل جديد ديگري، از جمله مهاجرت ايرانيان به خارج از کشور در اثر انقلاب، مهاجرت به ايران و توطن در آن درنتيجه اشغال افغانستان توسط نيروهاي نظامي اتحاد جماهير شوروي، دو جنگ نسبتاً پي در پي درخليج فارس و سرانجام نرخ بالاي رشد طبيعي جمعيت، چهره شهرها را دگرگون کردند.4 در سلسله مراتب و درجه بندي شهري ايران و در شکل توسعه شهر تهران نيز در عرض  سی  سال پس از انقلاب تغييرات مهمي ايجاد شده است. هم زمان با اُفت اقتصاد کشور پس از پيروزي انقلاب، رتبه تهران در ميان شهرهاي ايران تنزل کرد و مشهد به خاطر اهميت موقعيت مذهبي فزاينده آن، از اصفهان دومين شهر بزرگ ايران سبقت گرفت. در سال 1986 جمعيت تهران تنها 1/4 برابر مشهد دومين شهر بزرگ ايران بود. با آن که مساحت تهران از 350 کيلومتر مربع در سال 1971، به حدود 715 کيلومتر مربع در سال 1991 رسيد، اما درصد رشد متوسط شهر تهران در اين مدت تنها 9/2 درصد، يعني به مراتب پائين تر از رقم 5/5 درصد رشد بقيه ايران بود.5

مهاجرت به شهرها
با اعلام تصميم رژيم جمهوري اسلامي مبني بر ضرورت کاهش تفاوت درآمد شهري-روستائي، سرمايه گذاري در بخش کشاورزي افزايش يافت و دولت به منظور متنوع کردن اقتصاد روستائي، به گسترش صنايع روستائي پرداخت. تلاش هاي ديگري نيز در اين زمينه صورت گرفت. در سال 1358 بنيادي به منظور خانه سازي براي بخش فقيرتر مردم تأسيس شد. براي ارتباط روستاها با يکديگر و با شهرهاي کوچک در مناطق عقب افتاده برنامه جاده سازي در اين نواحي سرعت گرفت. کار برق رساني به روستاها نسبت خانه هاي بهره مند از برق را به 53 درصد-در مقايسه با 24 درصد قبل از انقلاب- افزايش داد. اين اقدامات به اميد پايان دادن به مهاجرت گسترده روستائيان به شهرها صورت گرفت. امّا، با وجود برخي موفقيت ها در اوايل انقلاب، اين تلاش ها در نهايت ناموفق ماند. به عنوان نمونه با وجود افزايش سهم مصرف برق در بخش کشاورزي، بازدهي توليدي اين بخش، کفاف رشد سريع جمعيت را نمي داد. به اين ترتيب، اين بهبود نسبي در وضعيت روستاها، عملا" مانع مهاجرت روستائيان به شهرها نشد.

یکی از پدیده‏هایی که در چند دهة اخیر می‏توان در شهرها مشاهده کرد روانه شدن سیل گسترده‏ای از جمعیت روستایی و عشایری به شهرها و در پی آن افزایش جمعیت شهری است. فروپاشی شیوه‏های تولیدی سنتی در جامعة ایرانی که نقطة اوج آن به اصلاحات ارضی در دهة چهل بر می‏گردد به عنوان نقطة عطفی در روند شهرنشینی در ایران قابل بررسی است. این روند شهرنشینی از سال 1340 تا 1360، نرخ جمعیت شهری را 5/34 درصد به 51 درصد رساند و رشد این نرخ هنوز ادامه دارد. تا قبل از اصلاحات ارضی،‌ ایران کشوری روستایی ـ عشایری بود و اکثر مردم در جوامع روستایی یا عشایری زندگی می‏کردند، اما با پیدایش دولت مدرن و سیاست تخته ‏قاپو کردن و مصرفی شدن جامعة ایرانی به دلیل پیدایش دلارهای نفتی و افزایش خدمات پس از اصلاحات ارضی درصد شهرنشینی روند رو به افزایش داشت و اکثر مردم را در خود جای داده است.(حسامیان،1377 ، مک کی 1380)

از طرفی وقتی شهرها با هجوم جمعیت روستایی مواجه می شوند، سرریز جمعیتی خود را در محدوده ای موسوم به «منطقه شهری» مستقر می کنند. گسترش این منطقه به تولد حاشیه نشینی و فضای زائد شهری منجر شده است. امروزه رشد جمعیت جوامع روستایی بدلیل شرایط جدید جهانی و شهری و صنعتی شدن، کفاف ظرفیت های جامعه را نمی کند و بسیاری از خدمات اجتماعی و امکانات زندگی و رفاهی تنها در شهرهاست که قابل دسترسی است، از این رو روستاها با مهاجرت به خصوص نسل جوان خود به شهرها مواجه هستند. حال برای هر گونه پیش بینی و برنامه ریزی ای در جوامع روستایی، شناخت تحولات در سطوح خرد و کلان کشور ضروری است

توسعه مستلزم داشتن ساختار   اندام واره است  یعنی  هر جزء  دقیقا باید کار  خود را انجام دهد ولی  باید هماهنگ و متناسب  با  اجزاء  دیگر  باشد . که اگر  غیر از  این باشد معلولیت ان  جزء ،  یا همه  ساختار مشخص می شود  و ان معلو لیت ممکن است  به مرگ ان خط مش توسعهای  به طور کامل  و حتی  زوال یک ایدئولوزی  ، قوم ملت و کشور منجر  گردد .

تحولات ناشی  از گذر  از سنت به مدرنیته ( گذر  از عصر کشاورزی  به  عصر  صنعتی )  توام با سوء مدیریتهای سیاسی  ، جمعیتی  ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی  میلیونها انسان  را به مهاجرت از روستا به طرف حاشیه شهر ها واداشته است و انها برای  فرار  از مرگ در روستا به فقر در شهر  رو اورند .

 

در اینجا این سوال مطرح می‏شود که اصولاً وضعیت مطلوب توزیع جمعیت دارای چه شاخصه‏هائی است ؟ آیا جمعیت باید در مقیاس " مساحت " توزیع شود یا در مقیاس " منابع تولید اقتصادی " و یا در مقیاس نیازمندیها و مشاغلی که در جامعه وجود دارد و بعنوان " موضوعات اقتصاد جامعه " و نه منابع آن شناخته می‏شوند ؟

چه ابزارهائی باید در مهاجرت مردم به شهر و یا عدم مهاجرت آنها اختیار گردد ؟ فاصله فرهنگ مناطق شهری با مناطق فرهنگ مناطق روستائی چگونه تعریف می‏شود ؟ ورود بی‏رویه به شهر و رواج شهرنشینی ، چه تبعاتی برای شهر دارد؟

نتيجه گيري 

با آغاز شهرنشيني و از سويي جريان اصلاحات ارضي در ايران، مهاجرت جوانان روستايي به شهرها شدت گرفت. اين روند در افزايش جمعيت شهري و كاهش جمعيت روستايي،بي انگيزگي حضور در روستا و دگرگوني هويت مهاجران جوان تأثيرگذار بود و جوانان راهر چه بيشتر با اصالت، زادبوم و كارهاي كشاورزي بيگانه مي كرد و گسست شغلي، فرهنگي و اجتماعي را دامن مي زد و چون مهاجران از قشر جوان بودند هر جوان براي تضمين آينده خود و رسيدن به آرزوهاي ذهني نياز به تأمين درآمد بيشتر را احساس مي كرد و مي ديد كه در شهرها به راحتي مي تواند با شغلهاي خدماتي، واسطه گري و دست فروشي درآمدي چندين برابر روستا داشته باشد، از طرفي وجود جاذبه هاي شهري مانند پارك هاي زيبا و تفريحي، امكانات اياب و ذهاب، وجود مغازه هاي رنگارنگ از جمله خوراكي، پوشاك، لوازم خانگي و غيره در كنار يكديگر و از طرف ديگر روحيه تنوع طلبي جوانان كه با محيط سرد و آرام روستا سنخيت نداشت ، آن ها را تشويق به مهاجرت مي نمود و بازگشت او به روستا به همراه لبا سهاي قشنگ و تعريف هاي جذاب از شهر محيط ذهني را براي ديگر جوانان جهت مهاجرت مساعد مي نمود. مهاجرت هاي روستا  شهري به دنبال خود پيامدهايي براي مبدأ و مقصد ايجاد كرده است؛ به طور كلي هر تحركي كه منجر به تغيير محل سكونت و ايجاد ارتباطات جديد شود، بحران و تعارضات اجتماعي و فرهنگي را تشديد مي كند كه نتيجه چنين بحران هايي، افزايش بزهكاري و خشونت در جوانان است؛ با توجه به اينكه با مهاجرت جوانان كاركرد خانواده كاهش يافته و نهادهاي اجتماعي نيز نتوانسته اند پاسخگوي نيازهاي جوانان باشند و در اين ميان؛ ورود رسانه هاي جمعي و گسترش آن ها در جامعه باعث گرديده تا جواناني كه با اصلي ترين نهادهاي داخل جامعه فاصله گرفته اند به نوعي با فرهنگ غربي و بيگانه جامعه ايران تماس پيدا كرده و اين تقابل فرهنگي باعث شده تا فرهنگ بيگانه به عنوان فرهنگ غالب در كشور به اجرا درآيد.

در اين بين مهاجر تهاي روستا  شهري تقابل فرهنگي را تشديد كرده است و وقتي كه فرهنگ هاي مختلف با آداب و رسوم و هنجارهاي متفاوت از نقاط مختلف در يك شهر جمع مي شوند، هر فرد يا گروه به يك نوع هنجار رفتار مي كند و از آنجا كه اين اشخاص محيطشان را عوض كرده اند، ديگر به هنجارهايي كه در محيط خودشان به آن عمل مي كردند نيز پايبند نيستند و در نتيجه هرج و مرج و آشفتگي در جامعه رخ مي دهد.

اگر چه يك روي سكه مهاجرت جوانان از روستا به شهر تراكم جمعيت شهري، رواج مشاغل كاذب و برخي آسيب هاي اجتماعي است تخليه هر روستا از نيروي كار جوان و مستعد به معناي ركود فعاليت كشاورزي و در نتيجه افزايش واردات محصولات كشاورزي و خروج ارز از كشور است.

با مهاجرت جوانان روستايي به شهرها و ركود فعاليت هاي كشاورزي، اقتصاد معيشتي و خودبسنده روستايي رو به نابودي نهاد و همچنين با جدايي پسر از خانوادة پدري، خانواده گسترده روستايي رو به اضمحلال نهاده و سلطة موروثي پدر كاسته شده است و از همين جا نقطه گسست نسلي روستايي شروع شده است.

از سوي ديگر جواناني كه به شهرهاي بزرگ مهاجرت مي كنند در بازگشت به روستاي خود مي توانند افكار جديد را به ديگران و جامعه محافظه كار روستايي انتقال دهند، روش هاي جديد را در كشاورزي ترويج كنند و فعاليت هاي جديد تأسيس نمايند و حتي مي توانند گرايش هايي جديد را در خصوص تنظيم خانواده با خود به همراه بياورند و منجر به كوچك شدن ابعاد خانوار و كاهش مشكلات تكفل گردند.

در نتيجه با توجه به كاهش جمعيت روستايي در سال هاي اخير و افزايش مهاجرت هاي روستا  شهري و خروج جوانان فعال از روستا بهترين راه جلوگيري از مهاجرت جوانان جوياي كار و تخليه روستاها و بروز مشكلات حاد اجتماعي در شهرها كه برشمرده شد، ايجاد نواحي صنعتي روستايي و استقرار صنعت در نواحي روستايي و شهري ايجاد اشتغال براي جوانان روستايي خواهد بود؛ به طوري كه از مهاجرت روستا  جلوگيري مي شود و درآمد روستاييان نيز بهبود يافته، بيكاري کاهش پیدا خواهد کرد.

منابع :

نظریه های شهر و پیرامون ،پاپلی یزدی ، 1389 ، انتشارات سمت

مهاجرت اثر ،زنجانی حبیب الله ، تهران1389، انتشارات سمت

مهاجرت داخلی در کشور های در حال توسعه، مایکل تودارو ، ترجمه رئیسی فرد ،انتشارات دفتر بین المللی کار

اغاز شهر نشینی در ایران ، مجید زاده یوسف ،1368، مرکز نشر دانشگاهی

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 18:48  توسط امير اصلاني  |